عز الدين حسينى زنجانى
335
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
بر فرض كه بپذيريم امر خلافت براى مردم روشن نبود و نياز به كشف به وسيلهء اجماع مردم بود ، اما مسلماً اكثريت طبيعى ، مرادِ از حديث است ؛ نه اقليتى كه با نيرنگ ، خود را تحميل كنند . در ماجراى خلافت مىبينيم اكثر اهل حلّ و عقد مخالفت نموده و كنارهگيرى كردند . يكى از بزرگان اهل حلّ و عقد امت ، عباس بن عبدالمطلب ، عموى پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه خلافت ابابكر را نپذيرفت . اكثر مهاجرين نيز نبودند . ابنابىالحديد در جريان سقيفه از براء بن عازب چنين نقل مىكند : در سقيفه ايستاده بودم كه يك دفعه متوجه شدم ابوبكر با عمر و ابوعبيده و گروهى از اصحاب سقيفه مىآيد ، در حالى كه . . . و به هر كس مىرسيدند مىزدند . ابوبكر را جلو انداخته و دست ديگران را به عنوان بيعت به دست ابوبكر مىكشيدند ؛ بدون اعتنا به اين كه او به اين بيعت مايل هست يا نه . . . در شبِ پس از روز سقيفه ، مقداد و سلمان و ابوذر و عبادة بن صامت و ابوهيثم تيهان و حذيفة بن يمان و عمار را ديدم كه در نظر داشتند مسئلهء خلافت را در ميان مهاجرين به شورا بگذارند . اين خبر به ابوبكر و عمر رسيد . آنان شخصى را نزد ابوعبيده و مغيرة بن شعبه فرستادند و از نظر آنان در اين مورد جويا شدند . مغيره در پاسخ چنين گفت : به نظر من در اين مسئله سهمى براى عباس و پسرانش قرار دهيد ، تا او را از على بن ابىطالب جداكنيد . « 1 »
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 218 . .