عز الدين حسينى زنجانى

202

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

در حكومت اسلامى اكثريت آرا به عنوان پشتوانهء قوهء مجريه و رئيس دولت مىباشد و هرگز اكثريت مردم ، مرجع قانون‌گذارى نيست . بنابراين اگر رئيس قوهء مجريه در حكومت اسلامى ، هر چند همهء مردم طالب و خواهان وى بوده باشند ، از آيين الهى تخطى و تجاوز نمايد ، مشروعيت خود را از دست داده و خود به خود معزول خواهد شد و نياز به خلع ندارد . فرق اساسى بين حكومت اسلامى و حكومت‌هاى ديگر در جهان ، در اين نكتهء اساسى است كه در حكومت‌هاى جهان آنچه مطرح است فقط رضايت و خواسته اكثريت است و ديگر اين كه آيا خواست اكثريت مطابق قوانين الهى هست يا نه ، اصلًا مطرح نيست . ديدگاه قرآن نسبت به اكثريت غير از آن است كه در حكومت‌هاى فعلى و سياسى جهان عنوان مىشود . اسلام بر اساس جهان بينى الهى ، اكثريت را به عنوان وسيلهء قدرت الهى مىداند كه در مواقع خطر عمومى موج خروشانى هستند كه - به شرط اتحاد و پايدارى - هيچ قدرتى نمىتواند در برابر آن مقاومت نمايد ؛ نه اين كه اختيار قانون‌گذارى به دست آنها باشد و منتخب مردم در قانون‌گذارى از رأى اكثريت تبعيت نمايد ؛ بلكه نظر اسلام درست در جهت مخالف حكومت‌هاى فعلى است كه مىگويند بايد تابع نظر اكثريت باشيم . حال ببينيم كه يادگار نبوت عليها السلام در خصوص خواستهء مردم چگونه مىانديشد . او مىفرمايد عدالت‌گسترى والى ، سبب آرامش و رضايت تودهء مردم است . حال اين سؤال پيش مىآيد : آرامش مردم چه فايده‌اى براى ملت و دولت دارد ؟ جواب اين سؤال را از عهدنامهء على عليه السلام به مالك اشتر نقل مىكنيم :