الشيخ علي الكوراني العاملي

88

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )

الطبقات الكبري ، القسم المتمم / 302 مي‌نويسد : « مالك بن انس احدى را در فضل بر او [ عماره ] مقدم نمي‌كرد ، و از او روايت نقل نموده است ، خود عماره هم از سعيد بن مسيب روايت مي‌كند ، آنان [ عماره و خانواده‌اش ] خود را بنى اشيهب مي‌دانستند . ابن سعد درباره‌ى پدر عماره - عبدالله - مي‌گويد : اوست كه به خاطر كارهايى كه انجام مي‌داد ، گفتند دجال است . » نگارنده : به نظر مي‌رسد مادر ابن صائد از خزرج بوده ، پدرش نيز ممكن است از يهود باشد ، در مورد بنى اشيهب كه وى خود را به آن منتسب مي‌نمود چيزى يافت نشد و چه بسا آنان دايي‌هاى او از خزرج باشند ، پس او به حساب خزرج گذاشته مي‌شود كه رئيس آنها سعد بن عباده است ، همو كه دشمن سرسخت عمر بود ، چرا كه در مقابل بيعت ابوبكر ايستاد ، لذا عمر او را به شام تبعيد كرد وخالد بن وليد را فرستاد تا او را به قتل برساند ! الطبقات الكبرى 3 / 503 مي‌نويسد : « پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ابن‌صياد را در حالى كه نوجوان و در نزديكى بلوغ بود و در قبيله‌ى بنى مغاله بازى مي‌كرد مشاهده نمود ، آنان تيره‌اى از بني‌عبد نجار هستند . » و ليكن عمر او را يهودى معرفى و به دجال بودن متهم كرد ! در حالى كه او مسلمانى مجاهد بود و در جنگ نهاوند فرماندهى سواران را بر عهده داشت ، چنان كه طبرى در تاريخ 3 / 187 مي‌نگارد . او همواره از تهمت عمر و فرزندان او - عبدالله و حفصه - و مقلّدين آنها فرياد مي‌كرد ! احمد در المسند 3 / 79 مي‌نگارد : « ابو سعيد خدرى در لشكر فتح شركت داشت ، وى مي‌گويد : ما در لشكرى - كه عبدالله بن صياد هم در آن حضور داشت - از مدينه به سمت مشرق آمديم ، هيچ كس با او همراه ، همنشين و هم‌سفره نمي‌شد و او را دجال مي‌ناميدند ! روزى در منزلگاهى فرود آمده بودم كه او مرا ديد كه نشسته‌ام ، پس آمد ، كنار من نشست و گفت : ابو سعيد ! آيا نمي‌بينى مردم چه مي‌كنند ؟ ! هيچ كسى همراه ، همنشين و هم‌سفره‌ى من نمي‌شود ، و مرا دجال مي‌خوانند ! تو مي‌دانى كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : دجال وارد مدينه نمي‌شود ، و اين در حالى است كه من در مدينه به دنيا آمدم ، و شنيدى كه آن حضرت گفتند : براى دجال فرزندى به دنيا نمي‌آيد ، در حالى كه من صاحب فرزند هستم ! سوگند به خدا به خاطر رفتارى كه مردم با من دارند در صدد آن بر آمدم كه ريسمانى بگيرم و در خلوت