الشيخ علي الكوراني العاملي

65

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )

مي‌كنند در حالى كه در بالاترين شرايط آبادانى است . دجال به سمت آن مي‌آيد ولى بر هر درى از آن فرشته‌اى با شمشيرى آخته مي‌بيند ، لذا وارد آن نمي‌شود . » ( 1 ) بخارى در 8 / 101 از عبدالله‌بن‌عمر روايت مي‌كند كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) گفتار او و پدرش را در اين باره كه دجال به دنيا آمده ، تصديق مي‌كند ، و حضرت خود او را در كنار كعبه ديده است ، آن حضرت مي‌گويد : « در حالى كه به طواف كعبه مشغول بودم مردى گندمگون با موهايى نرم و انبوه كه از سر او آب مي‌چكيد - و يا مي‌ريخت - را ديدم ، پرسيدم : او كيست ؟ گفتند : عيسى بن مريم ، آنگاه رفتم و يكباره مردى درشت هيكل ، سرخ ، با موهايى مجعّد و يك چشم ديدم ، گويا چشم او مانند انگورى كه بر روى آب افتاده بود ، آنان گفتند : اين دجال است ! و شبيه‌ترين مردم به او ابن قطن مردى از خزاعه است . » ( 2 ) 7 . نزد ما تمامى احاديث اهل‌سنت پيرامون دجال مردود است و آنان نيز بايست آنها را رد كنند ، زيرا خود صحيح مي‌دانند كه فتنه‌ى پيشوايان گمراهى سخت‌ترين فتنه‌هاست ! از سويى عقل اين مطلب را كه خداوند عزوجل به دشمنش دجال همانند پيامبران ( عليهم السلام ) معجزه و قدرت زنده نمودن مردگان را عطا كند ، محال مي‌داند . 8 . سنيان حديث صحيحى را كه با سخن اهل‌بيت ( عليهم السلام ) موافقت دارد ، نقل مي‌كنند و ليكن در عمل با آن مخالفت مي‌نمايند ! بخارى در صحيح خود 8 / 101 از مغيرة بن شعبه نقل مي‌كند كه از رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) درباره‌ى دجال پرسيد و آن حضرت فرمودند : « چه چيزى از او به تو آسيب مي‌رساند ؟ گفتم : مردم مي‌گويند : او به همراه خود كوهى از نان وچشمه‌اى دارد ! ايشان فرمودند : او نزد خدا بي‌ارزشتر از آن است . » ( 3 ) اين حديث تمامى بزرگ سازي‌هاى بخارى و ديگران پيرامون دجال را تكذيب كرده ، و انگشت اتهام را بر روى آن دسته از صحابه كه تحت تأثير يهود بودند و درباره‌ى دجال

--> ( 1 ) . مشابه آن در المصنف ابن ابى شيبه 15 / 140 ، مسند احمد 4 / 338 و المستدرك حاكم 4 / 427 ( 2 ) . در 7 / 58 ، 5 / 126 و 8 / 72 آن را مسيح دجال مي‌نامد . ( 3 ) . و نيز مسند احمد 4 / 252 ، الفتن ابن‌حماد 2 / 552 ، المصنف ابن ابى شيبه 8 / 647 و صحيح مسلم 6 / 177 و 8 / 200