الشيخ علي الكوراني العاملي
47
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )
نگرش يهود نسبت به دجال 1 . دجال ، مهدى موعود يهود : مناوى در فيض القدير 3 / 718 از بسطامى چنين نقل ميكند : « دجال ، مهدى يهود است و آنان انتظار وى را ميكشند ، چنانكه مؤمنان منتظر مهدى هستند ! وى از كعب الأحبار روايت ميكند كه دجال مردى است كور ، با قدى بلند و سينهاى پهن . او ادعاى خدايى ميكند . كوهى از نان و كوهى از انواع ميوهها را به همراه دارد . اصحاب عيش و خوش گذرانى همه در نزد او بر طبلها زده ، به كار ساز و آواز و نواختن تار و طنبور مشغولند . هر كسى صداى او را بشنود ، از وى دنباله روى ميكند ، مگر آن كسى كه خدا حفظ كند . وى ميگويد : از نشانههاى خروج دجال ، وزيدن بادى مانند باد قوم عاد و شنيدن فريادى مهيب است . اين اتفاق زمانى ميافتد كه امر به معروف و نهى از منكر ترك شود ، زنا و خونريزى زياد گردد ، و عالمان به ستمگران متمايل شده ، نزد پادشاهان آمد و شد داشته باشند . دجال از سمت مشرق و از روستايى به نام دسر ابادين و از شهر هوازن و شهر اصفهان سوار بر الاغى خروج ميكند ، با دست خود ابر را ميگيرد ، و تا برآمدگى روى پايش در دريا فرو ميرود . مردم بسيارى زير گوش الاغش پناه ميگيرند . او چهل روز روى زمين ميماند . سپس خورشيد در يك روز ، سرخ گون ، روز ديگر به رنگ زرد ، و سومين روز به رنگ سياه طلوع ميكند . آنگاه مهدى و لشكر او به دجال ميرسند ، او ازياران دجال سى هزار نفر را ميكشد كه در پى آن دجال شكست ميخورد ، سپس عيسى به زمين فرود ميآيد ، در حالى كه عمامه سبزى بر سر دارد و شمشيرى به ميان بسته است ، بر روى اسبش نشسته و دشنهاى در دست دارد ، پس به سوى دجال ميآيد و بر او ضربه ميزند و از پاى در ميآورد . » 2 . يهوديان دجال را پادشاه آخرالزمان ناميدند ! الدرالمنثور 5 / 353 مينويسد : « ابن منذر از ابن جريح دربارهى اين آيه : لَخَلْقُ السَّمَوَاتِ