الشيخ علي الكوراني العاملي
26
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )
جبرئيل هم اكنون نزد من آمد و گفت : إنا لله وإنا إليه راجعون ! گفتم : درست است ، ما براى خداييم و به سوى او باز ميگرديم ، اما چرا اين آيه را خواندي ؟ پاسخ داد : با گذشت اندك زمانى پس از شما امت گرفتار فتنه ميشوند ، پرسيدم : فتنه كفر يا گمراهي ؟ گفت : هر دو خواهد بود ! گفتم : چگونه چنين چيزى ممكن است در حالى كه كتاب خدا را ميان آنها به جا خواهى گذاشت ؟ در پاسخ گفت : با كتاب خدا دچار فتنه ميگردند و اين كار توسط اميران و قاريان انجام ميپذيرد ! اميران مردم را از حقوقشان باز داشته ، به آنان ستم ميكنند كه اين كار منجر به جنگ و جدال شده ، فتنهى مردمان را در پى خواهد داشت ! قاريان هم از خواست اميران پيروى ميكنند و بر ضلالت آنان افزوده ، خوددارى نمينمايند . پرسيدم : چگونه ميتوان از دست اينان جان به سلامت به در برد ؟ جبرئيل گفت : با خويشتن دارى و شكيبايي ! اگر حقوقشان را دادند بگيرند ، اما اگر منع كردند از آن بگذرند . » الدرالمنثور 3 / 155 : « حكيم ترمذى از عمر بن خطاب نقل كرده است : رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) به سراغ من آمد ، من اندوه را در چهرهى ايشان مشاهده ميكردم ، پس ريش مرا گرفته . . . » ( 1 ) در گزارش ديگرى نيامده كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) غير از اين مورد به خانهى عمر رفته باشند ! علّت گرفتارى امت به رهبران گمراه كننده علت اينكه اين امت به پيشوايان گمراهى دچار شدند ، آن است كه با فرمان پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) مخالفت كرده ، به بالاترين خدمتى كه پيامبرى به امت خود كرده است پشت پا زدند . آن حضرت در آن بيمارى كه منجر به وفاتشان شد ، اصحاب را فرا خواندند و خواستند عهدى بنويسند كه آنان را تا روز قيامت از خطر گمراهى نگاه داشته ، سروران عالم قرار دهد . اما قريش احساس كرد كه ايشان قصد آن دارد كه ولايت حضرت امير و عترت ( عليهم السلام ) را به طور رسمى بنويسد و از قريش بر آن اقرار بگيرد و آنها را وادار به اطاعت نمايد . لذا عمر بن خطاب به پا خواسته ، رو در روى پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) گفت : ما هيچ نيازى به وصيت شما نداريم ، كتاب خدا براى ما
--> ( 1 ) . و نيز الجليس الصالح / 599 و المعرفة والتاريخ / 580