الشيخ علي الكوراني العاملي

127

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )

حيات گويند [ فرو ] مي‌فرستد و زمين را از آنان پاك مي‌كند و بر آن گياه مي‌روياند ، بدان اندازه كه از يك انار ، خانواده‌اى سير شوند ! پس مردم در همين اوضاع به سر مي‌برند كه يكباره فريادى مي‌شنوند كه ذو السويقتين به دنبال حضرت عيسى است . ايشان هم در طليعه‌ى لشكرى با هفتصد يا بين هفتصد تا هشتصد نفر مي‌آيد . در ميان راه ، خدا بادى يمنى و خوشبو مي‌فرستد و روح مؤمنان را قبض مي‌كند ، و عده‌اى اراذل از مردم باقى مي‌مانند كه مانند چارپايان آميزش مي‌كنند . مَثَل قيامت مَثل مردى است كه بر گرد اسبش مي‌گردد و منتظر وضع حمل آن است . اگر كسى پس از اين گفته‌ى من ، چيزى بگويد يا مطلبى بر آن بيفزايد ، دروغ گفته است . » ! ( 1 ) در سنن الدانى / 104 به نقل از حذيفه آمده است كه رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) در حديثى طولانى فرمود : « هنگامى كه زمان خروج يأجوج و مأجوج فرا رسد ، خداى عزوجل به عيسى وحى مي‌كند : بندگانم را در طور سينا پناه ده . حذيفه مي‌گويد : عرض كردم : اى رسول‌خدا ! يأجوج و مأجوج چيست ؟ فرمود : يأجوج يك امت و مأجوج امتى ديگر است و هر امت ، چهار صد هزار نفر مي‌باشد . مردى از آنها نمي‌ميرد مگر پس از آنكه پيرامون خود هزار چشم [ پانصد نفر ] ببيند كه همگى از نسل او هستند . پرسيدم : اى رسول‌خدا ! يأجوج و مأجوج را براى ما وصف كنيد ! گفتند : آنان سه دسته‌اند ؛ برخى مانند درختان بلند صنوبرند ، گروهى ديگر عرض و طولشان برابر است ، صد و بيست ذراع در صد و بيست ذراع كه آهن هم در برابر اينان كارگر نيست . دسته‌ى سوم هم چنان هستند كه يك گوش خود را زير انداز قرار مي‌دهند و ديگرى را به جاى لحاف بر روى خود مي‌كشند ! حذيفه مي‌گويد : رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) افزود : برخى از آنان در شام هستند و دنباله‌ى آنها در خراسان كه نهرهاى مشرق را مي‌نوشند تا خشك شود ، سپس وارد بيت‌المقدس

--> ( 1 ) . مشابه آن در مستدرك حاكم 4 / 488 - وى بنابر شرط شيخين آن را صحيح دانسته است - ، سيوطى در الدرالمنثور 4 / 250 مي‌گويد : احمد و ترمذى آن را آورده‌اند ، علاوه بر آنكه ترمذى آن را حديثى حسن دانسته است . همچنين ابن ماجه ، ابن حبان و حاكم - كه صحيح شمرده - و ابن مردويه و بيهقى به نقل از ابوهريره آن را روايت كرده‌اند . همو در / 252 مي‌نويسد : عبدالرزاق ، عبد بن حميد ، ابن منذر و ابن ابى حاتم به نقل از كعب آن را آورده‌اند .