الشيخ علي الكوراني العاملي
118
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )
گذاشته مى رود ! ( 1 ) ابو يعلى در مسند 10 / 67 از ابن عمر نقل ميكند : « آيا مكانى را كه به فرمودهى رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) دابه از آن بيرون ميآيد به شما نشان ندهم ؟ سپس با عصاى خود بر شكافى كه در كوه صفا بود زد . » به جهت اين خرافه پردازيهاست كه به هيچ يك از روايات اهلسنت دربارهى دابه ، دجال و يأجوج و مأجوج نميتوان اعتماد نمود . عجيب آن است كه روايات آنها در اين جريانات ، از حجم بيشترى نسبت به امور حياتى و سرنوشت سازى كه خونهاى مسلمانان در آن ريخته شد برخوردار است ، به عنوان نمونه ميتوان به ماجراى حكمرانى پس از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) اشاره كرد . روايتى كه حضرت امير ( عليه السلام ) را دابة الارض معرفى ميكند و نيز گزارشى در انكار آن در الدرالمنثور 5 / 117 مينويسد : « ابن ابى حاتم از نزال بن سبره نقل ميكند كه به حضرت امير ( عليه السلام ) گفتند : بعضى از مردم گمان ميكنند كه شما دابة الارض هستيد ، ايشان در پاسخ گفتند : به خدا سوگند كه دابة الارض كرك و پر دارد ولى من ندارم ، او سُم دارد ولى من ندارم ، او سه بار به ميدان اسبى تيز رو ميرود در حالى كه هنوز دو سوم بدنش خارج نشده است . » مقصود نزال بن سبره كه تمايلاتش به سمت عثمان است ، آن است كه بعضى از شيعيان در زمان اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) ايشان را دابة الارض موعود ميدانستند و او از آن حضرت در اين باره پرسيد و ايشان انكار نمودند و دابه را آن گونه كه راويان وابسته به دستگاه خلافت وصف ميكردند معرفى نمودند ، و طول آن را بيش از ميدانى كه اسبى تند رو ميپيمايد تا خسته شود يعنى بيش از پنج كيلومتر دانستند ! منابع ما روايت كردهاند كه معاويه از اصبغ بن نباته همان سؤال ابن سبره را پرسيد ، اصبغ ميگويد : « معاويه به من گفت : شما شيعيان ميپنداريد كه على دابة الارض است ؟ گفتم :
--> ( 1 ) . الفتن 2 / 667