الشيخ علي الكوراني العاملي

114

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )

جنگ يرموك به دست آورده نقل كرده باشد . نسبت دادن آن به پيامبر نيز درست نيست ، و خدا آگاهتر است . » نگارنده : اين گفتار ابن كثير موجب مي‌شود تا در تمام روايات عبدالله‌بن‌عمرو عاص شك كنيم ، زيرا او يك يا دو بار شتر كتاب داشته كه در فتح شام عايدش شده و از آن براى مردم مي‌گفته است ! مهمتر آنكه ابن كثير مي‌گويد عبدالله‌بن‌عمرو عاص در نسبت دادن آنچه كه از بار آن دو شتر به دست آورده به پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ، افترا مي‌زده است ! و البته اين شك و ترديد ، به عبدالله‌بن‌عمر كه افكارى مشابه عبدالله‌بن‌عمرو عاص دارد نيز سرايت مي‌كند ، مخصوصاً وقتى در سند روايت نام عبدالله بدون ذكر نام پدر مي‌آيد ، نام آن دو با يكديگر خلط مي‌شود ! 2 . آنان گمان كردند دابة الارض به مردم يورش مي‌برد ! طيالسى در مسند / 144 از طلحه چنين مي‌آورد : « رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) دابه را ياد كرد و فرمود : او سه بار خارج مي‌شود ، يك بار در دورترين نقطه‌ى بيابان است كه خبرى از او به مكه نمي‌رسد ، پس زمانى طولانى مخفى مي‌شود و براى بار دوم خروج مي‌كند كه خبرش به صحرا نشينان و نيز مكه مي‌رسد ، آنگاه در حالى كه مردم در محترم‌ترينِ مساجد نزد خدا و بهترين و گرامي‌ترين آنها - يعنى مسجد الحرام - هستند ، ناگهان آن جان‌دار در ميان ركن و مقام بانگى بلند مي‌زند . آنگاه خاك از سر خود مي‌افشاند و مردم جدا جدا و با هم از او مي‌گريزند . تنها گروهى از مؤمنان هستند كه باقى مي‌مانند و مي‌دانند كه نمي‌توانند در برابر خواست خدا بايستند . سپس او به سراغ آنان آمده چهره‌هاى آنان را روشن مي‌كند ، چنان كه مانند ستاره تابناك بدرخشد . آنگاه در زمين حركت مي‌كند ، نه كسى مي‌تواند به او برسد و نه كسى قادر است از او گريخته ، رهايى يابد . برخى براى خلاصى از دست او به نماز پناه مي‌برد ولى او از پشت آمده مي‌گويد : فلاني ! اكنون نماز مي‌خواني ! پس آن شخص به نماز مي‌شتابد ، او هم در چهره‌اش نشانى مي‌گذارد و مي‌رود . در آن حال ، مردم از اموال يكديگر استفاده كرده و در شهرها در كنار هم با دوستى زندگى مي‌كنند و مؤمنان و كافران از هم شناخته مي‌شوند تا