الشيخ علي الكوراني العاملي
104
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )
اعتماد ( ! ) آنها را نقل نمودند . ببينيم كه چگونه يهوديان ، راويان سرسپردهى دستگاه خلافت را نادان فرض نمودند و براى خدمت به توطئههايشان ، از آنها استفاده كردند ؟ ! و چگونه حكومتها تا به امروز بدعتهاى آنها را پذيرفتهاند ؟ ! ما كسى را نمى يابيم كه از خود بپرسد : قسطنطنيه فتح شده و هفت سال ، بلكه هفتاد سال ، و بلكه صدها سال از آن گذشته است ، پس دجال كعب ، مهدى او و قيامتى كه از آن سخن ميگفت ، كجا شدند ؟ ! كعب در تأييد دروغهايش شگردهايى مختلف داشت ! در الفائق زمخشرى 2 / 185 آمده است كه كعب به ابو عثمان نهدى گفت : « آيا نزد شما كوهى كه بر بصره اشراف داشته باشد و بدان سنام گويند ، وجود دارد ؟ وى پاسخ داد : آري ، او گفت : آيا در كنار آن ، چشمهاى بسيار خاك آلود قرار دارد ؟ او گفت : بلي ، كعب گفت : آن چشمه اولين آب از آبهاى عرب است كه دجال وارد آن ميگردد » ! ( 1 ) در نهايت اين سخن كعب به به حديثى نبوى تبديل شد ! ( 2 ) كعبالاحبار گفتار رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) را نميپذيرد و پيروان دستگاه خلافت از او تبعيت ميكنند ! پيشتر به نقل بخارى گذشت كه مغيره به پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) گفت : « مردم ميپندارند كه دجال خوردنى و آشاميدنى با خود به همراه دارد ، و آن حضرت پاسخ دادند : او نزد خدا خوارتر از آن است . » و ليكن كعب روى داستانهاى يهود تأكيد ميكند ، مسلمانان هم او را دربارهى كوه نان خرد شده در آبگوشت تصديق مينمايند ! لسان العرب 8 / 328 مينويسد : « [ به كوه بلند ماتع گويند كه ] مثال آن سخن كعب است كه دجال با خود كوهى بلند دارد كه با نان خرد شده در آبگوشت مخلوط است . » ! ( 3 )
--> ( 1 ) . حلية الاولياء 6 / 13 و نيز ر . ك به الفتن 2 / 325 ( 2 ) . الفتن / 149 ( 3 ) . و نيز غريب الحديث ابن قتيبه 1 / 271 و النهاية ابن اثير 4 / 293