الشيخ علي الكوراني العاملي (مترجم: مسلم خاطرى)
77
شرح زيارت آل ياسين (فارسى)
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَابَ ( 2 ) وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ . . . ( 3 ) البته در فرهنگ الهي ، استخلاف ديگرى نيز وجود دارد و آن عبارت است از جانشينى الهى كه مخصوص انبياء و اولياء است ، مانند همان خلافت حضرت آدم و داود و پيامبر اعظم و اهل بيت ايشان . مانند اين اين آيات شريفه : وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً ( 1 ) يَادَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ ( 2 ) اما عده اى بين اين دو نوع استخلاف ، دچار خلط و اشتباه شده با تمسّك به آيات دسته اول ، همه انسانها را خليفه خدا در زمين مى دانند ! حال آنكه نوع دوم از خلافت كه در آيات و روايات هم بدان اشاره شده ، مربوط به مقام خلافت الهيه اى است كه خداوند فقط براى حضرت آدم و برخى ديگر از انبياء و اولياء قرار داده نه براى همه اولاد آدم . نكته دوم : خلافت در لغت يعنى هر چيزى كه جايگزين چيز ديگرى باشد . اما در اصطلاح اسلامى به معناى كسى است كه خداوند او را به عنوان جانشينش در زمين انتخاب كرده باشد .
--> ( 2 ) - آنگاه عده اى جانشىن آنان شدند كه وارث كتاب شدند - اعراف / 169 ( 3 ) - و به ياد آوريد هنگامى را كه شما را پس از [ قوم ] عاد جانشينان [ آنان ] گردانيد - اعراف / 74 ( 1 ) - و آن هنگام كه پروردگار تو به فرشتگان گفت : من مى خواهم در زمين جانشينى براى خود قرار دهم - بقره / 30 ( 2 ) - اى داود ! ما تو را جانشىن خود در زمىن قرار دادىم - سوره ص / 26