الشيخ علي الكوراني العاملي (مترجم: مسلم خاطرى)
48
شرح زيارت آل ياسين (فارسى)
تعالي ، يكى از مقامات و مناصب مقام رسالت و پيامبرى بوده و لازم است كه اين دعوت ، به اجازه و اذن الهى باشد . پس دعوت ، همانند شفاعت بوده و به اذن خداوند متعال صورت مى گيرد : مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلابِإِذْنِهِ . بطلان مبناى نهضت هاى اسلامي برخى تصور مى كنند كه دعوت به سوى اسلام ، نياز به اذن و اجازه شرعى ندارد ؛ چرا كه اين كار ، نه تنها حق همه مسلمين ، بلكه بر ايشان واجب است ! اين گروه براى اثبات عقيده خود ، به اين آيه استدلال مى كنند : أن أقيموا الدين ( دين را به پا داريد ) و مى گويند : خطاب و امر در اين آيه ، خطاب به همه مسلمين است ، مانند امر در أقيموا الصلاة ( نماز را به پا داريد ) . پس هر مسلمانى كه متصدى به پاداشتن دين باشد ، حق حكومت بر امت را دارد و بر امت هم واجب است كه با او بيعت كرده و از او اطاعت كنند . خلافت ابوبكر و عمر و تمامى خلفاى بعدى تا حكومت عثمانى و همه حركت هاى اسلامى كه مدّعى خلافت اسلامى بودند ، همگى بر همين مبنا و اساس استوار گرديد ، بجز خلافت اهل بيت ( عليهم السلام ) كه بر نص و دستور الهى مبتنى بود . پس مطابق اين مبنا ، وقتى كه حسن البنا نهضت و دعوت خويش را آغاز كرد ، حق رهبرى امت را هم داشت و بر امت نيز واجب بود كه با او بيعت كرده و از او اطاعت كنند ! همچنين وقتى كه شيخ تقى الدين نهبانى در اردن ، حزب تحرير را براى برپايى خلافت تاسيس كرد ، شرعا حق رهبرى داشت و بر امت هم واجب بود