السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
89
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
دو چيز است و علّت نام گذارى اين مكان به ردم ، مانع و سد بودن آن از جارى شدن سيل به سمت مسجد الحرام و خانههاى اطراف آن است . از ردم به « مَدْعا » نيز تعبير شده است . 1 بعدها در كنار ردم مسجدى بنا شد كه امروزه از آن به مسجد الرَّدم الأعلى يا مسجد الرّايه ياد مىكنند . 2 عنوان ياد شده به مناسبت در باب حج به كار رفته است . حاجى پس از محرم شدن از مكه براى به جا آوردن مناسك حج ، زمانى كه به ردم رسيد و مشرف بر ابطح ( - - - ) ابطح ) گرديد ، مستحب است با صداى بلند تلبيه ( - - - ) تلبيه ) بگويد . اين حكم اختصاص به مردان دارد . 3 1 . مجمع البحرين ، واژهء « ردم » * 2 . أخبار مكّة 2 / 200 ؛ آثار اسلامى مكه و مدينه / 120 - 122 * 3 . المقنع / 267 ؛ المبسوط 1 / 365 ؛ مستند الشيعة 11 / 319 - 321 . ردّ مظالم رَدّ مظالم بازگرداندن مال به ناحق گرفتهشده . مظالم جمع « مَظلِمَه » در لغت مالى را گويند كه به ناحق از كسى گرفته شده است ، مانند مال غصب يا سرقت شده . بنابر اين ، ردّ مظالم به معناى بازگرداندن چنين مالى به صاحبش خواهد بود . بسيارى از فقها متعرض تعريف اصطلاح « ردّ مظالم » نشدهاند و به حسب ظاهر ، مرادشان از اين عنوان همان معناى لغوى و عرفى آن است ؛ ليكن تعدادى از آنان در صدد تعريف آن برآمده و تعريفهاى گوناگونى از « مظالم » - به شرح ذيل - كردهاند : 1 . مظالم عبارت است از اموال ديگران كه انسان به عمد يا از روى جهل بدان دست يازيده است . ردّ مظالم ، بازگرداندن آن اموال به صاحبش مىباشد . 1 2 . مظالم عبارت است از اموال و حقوق ديگران كه در مال يا ذمّهء انسان باقى است ؛ هرچند درابتدا آن را به ناحق نگرفته باشد . اينتعريف شاملزكاتوخمس نيزمىشود . 2 3 . مظالم عبارت است ازمال ديگرى كه تلف شده و در ذمّهء تلف كننده قرار گرفته است و صاحب مال نيز ناشناخته است . 3