السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

81

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

1 . فرهنگ بزرگ سخن * 2 . جواهر الكلام 3 / 13 - 20 * 3 . العروة الوثقى 2 / 356 * 4 . مهذب الأحكام 5 / 487 * 5 . الحدائق الناضرة 15 / 429 ؛ جواهر الكلام 18 / 427 * 6 . جواهر الكلام 31 / 335 . رختكن - - - ) حمام رخصت رخصت اذن به انجام دادن يا ترك كارى پس از منع آن . رخصت عبارت است از اينكه شارع پس از الزام مكلّف به انجام دادن كارى يا نهى از آن ، در راستاى تسهيل و تخفيف بر وى و رفع مشقت از او ، اجازهء ترك يا فعل آن را در شرايط و موقعيت خاص صادر كند . 1 برخى ، آن را به حكم ثابت بر خلاف دليل به جهت عذر ( مشقت و حرج ) 2 و برخى ديگر به اباحهء فعل به جهت شدت نياز به آن 3 تعريف كرده‌اند . مقابل رخصت ، عزيمت ( - - - ) عزيمت ) قرار دارد . اقسام : برخى ، رخصت را به چهار قسم تقسيم كرده‌اند : واجب ، مانند رخصت خوردن مردار به مضطر ( - - - ) اضطرار ) ؛ مستحب ، مانند رخصت مقدم داشتن غسل جمعه در روز پنج شنبه به كسى كه بيم عدم دسترسى به آب در روز جمعه دارد ؛ مكروه ، مانند رخصت تقيّه در مستحبات در جايى كه بر اثر ترك آن ، ضررى متوجه شخص نشود و خوف اشتباه بر عوام باشد ؛ و مباح ، مانند بيع عريّه ( - - - ) بيع عريّه ) ، استنجا با سنگ ( - - - ) استجمار ) و اظهار كلمهء كفر هنگام اكراه بر آن بنابر قول مشهور . 4 مصاديق : براى رخصت در ابواب مختلف فقه ، مصاديق بسيارى ذكر شده است ، مانند رخصت در تأخير نماز اول وقت به مسافر و بيمار بنابر قول به عدم جواز تأخير بدون عذر ؛ 5 رخصت در ترك نماز جمعه - در فرض وجوب آن - به مسافر ، بيمار و زن 6 ( - - - ) نماز جمعه ) ؛ رخصت در استفاده از خمس و تصرف در آن در موارد و مواقع خاص از قبيل دوران غيبت به قول برخى 7 و در مناكح ، مساكن و متاجر به قول مشهور 8 ( - - - ) خمس ) ؛ رخصت در خوردن ميوهء