السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

61

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

رجال امرى ضرور است تا با شناخت وثاقت يا عدم وثاقت راوى ، اعتبار يا ضعف روايت وى معلوم گردد . 2 در مقابل ، برخى اصوليان براى علم رجال ، جز در مواردى خاص و نادر ، نقش تأثير گذارى قائل نبوده و اجتهاد را متوقف بر آن ندانسته‌اند . آنان بر نظريهء خود اين گونه استدلال كرده‌اند كه ملاك عمل به روايتى ، اتصاف آن به صحّتِ مصطلح نزد متأخران نيست ( - - - ) حديث صحيح ) ؛ بلكه ملاك ، وثاقت راوى يا وثوق به صدور روايت از معصوم عليه السّلام است ؛ هرچند به واسطهء قراين خارجى كه عمدهء آن وجود روايت در كتب چهارگانهء حديثى ( كافى ، استبصار ، تهذيب ، و من لا يحضره الفقيه ) يا ديگر كتب حديثى معتبر نزد اصحاب مىباشد 3 و با وجود اين ملاك نيازى به علم رجال نيست ، مگر در مواردى اندك ، مانند موردى كه عمل اصحاب طبق روايتى يا اعراض ايشان از آن براى ما روشن نباشد . برخى ديگر از اصوليان گفته‌اند : مابه اينكه روايات كتابهاى چهارگانهء حديثى ، فراهم آمده از كتب حديثى معتبر شيعه است ، علم عادى داريم . در نتيجه در غير موارد تعارض نيازى به علم رجال نيست . اما در موارد تعارض ، با فحص از اسباب برترى يكى از دو حديث متعارض بر ديگرى ، از جمله ملاحظهء حال راوى و نيز تعداد راويان و وثاقت و عدالت آنان - كه علم رجال متكفل آن است - حديث راجح ، مقدم و تعارض رفع مىشود . 4 در مقابل اصوليان ، اخباريان ( - - - ) اخبارى ) احاديث كتابهاى حديثى معتبر ، اعم از كتابهاى چهارگانهء معروف و جز آنها از قبيل عيون أخبار الرضا ، أمالى ، إحتجاج و خصال را قطعى الصّدور از معصوم عليه السّلام دانسته‌اند كه نتيجهء آن عدم نياز ملاحظهء سند حديث و رجوع به علم رجال است . 5 كتابهاى رجالى : مهم‌ترين كتابهاى نگاشته شده در علم رجال عبارتند از : 1 . رجال كَشّى ، نوشتهء أبو عمرو ، محمدبن عمر بن عبدالعزيز كَشّى كه در عصر ثقة الإسلام كلينى ( م 329 ه . ق )