السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

37

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

كاروانها در زمين موات ( - - - ) زمين موات ) مانند راههايى كه در بيابانها پديد مىآيد . 2 . كسى ملك خويش را براى آمد و شدِ عموم قرار دهد و تعدادى نيز در آن رفت و آمد كرده باشند . در اين صورت ، مالك نمىتواند از نظر خود برگردد و در آن تصرّف كند . 3 . تعدادى از مردم زمين مواتى را جهت سكونت احيا كنند و در آن ، راههايى براى رفت و آمد قرار دهند . 3 حريم راه : راه عمومى در زمين موات داراى حريم است ؛ بدين معنا كه در شرع مقدس عرض آن محدود به حدّى معيّن است و احياى آن تا جايى كه موجب كم عرض شدن راه شود جايز نيست . در اينكه اين حد پنج ذراع ( - - - ) ذراع ) است يا هفت ذراع اختلاف است 4 ( - - - ) احياء موات ) . برخى گفته‌اند : حدّ ياد شده حقيقى و براى همهء زمانها ثابت نيست ، بلكه بر حسب نياز عصر صدور روايات بوده است ؛ در نتيجه محدودهء آن در زمانهاى مختلف بر حسب نياز متفاوت است . بنابر اين ، در صورت نياز به عرض بيشتر براى عبور و مرور ، رعايت آن واجب است . 5 چنانچه بر اثر آمد و شد مردم ، بخشى از زمين موات واقع بين املاك ديگران ، تبديل به راه گردد حريمى براى آن راه نيست ؛ از اين رو ، در صورت كمتر بودن عرض آن از حدّ ياد شده ، بر صاحبان املاك مجاور توسعهء آن واجب نيست ؛ هرچند رهگذران در مشقت قرار گيرند . 6 تصرف در راه : راه براى همه ، و استفاده از آن براى همگان جايز است ، مگر استفاده‌اى كه براى رهگذران زيان آور باشد . 7 از اين رو ، تصرف در راه به مثل پهن كردن بساط كار در آن ، چنانچه موجب تنگى راه و مشقّت عبور و مرور گردد جايز نيست ؛ ليكن تصرّفاتى كه در راستاى مصلحت عابران است ، از قبيل كاشتن درخت در حاشيهء راه يا كندن چاه جهت آبهاى اضافى و مانند آن اشكالى ندارد . 8 كسى كه براى استراحت يا غير آن در قسمتى از راه نشسته ، تا وقتى كه آن جا