السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

62

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

جدى جُدَى : ستارهء قطبى . از آن به مناسبت در باب صلات نام برده‌اند . از امارات ظنّى تشخيص جهت قبله ، در صورت عدم دستيابى به علم ، براى اهالى مركزى عراق ، همچون كوفه ، نجف و بغداد ، قرار دادن جدى پشت شانهء راست ؛ براى اهالى بصره و مناطق شرقى عراق و نيز مردم صنعا ، محاذى گوش راست ؛ براى ساكنان موصل و مناطق غربى عراق ، بين دو كتف ؛ براى مردم شام ، پشت شانهء چپ ؛ براى اهالى عدن ، بين دو چشم ؛ و براى ساكنان حبشه و نوبه محاذى گونهء چپ است « 1 » ( - - ) قبله ) . جَذّاء - - ) جدعاء جذام جُذام : نوعى بيمارىِ عفونى مزمن . جذام - كه به آن خوره و آكِله نيز گفته مىشود - بيمارى عفونى مزمنى است كه ضايعاتى در پوست ، مخاط و اعصاب ايجاد مىكند . به فرد مبتلا به اين بيمارى « جذامى » گويند . از آن در بابهاى صلات ، تجارت ، نكاح ، ظهار ، عتق و قصاص سخن رفته است . امامت جماعت جذامى براى ديگران بنابر قول مشهور متأخران كراهت دارد . « 1 » برخى ، امامت جذامى را تنها براى غير جذامى مكروه دانسته‌اند ؛ بنابر اين ، امامت او براى ديگر جذاميان مكروه نخواهد بود . « 2 » مبتلا بودن برده به بيمارى جذام عيب به شمار مىرود و موجب ثبوت حقّ خيار براى خريدار آن مىگردد ؛ « 3 » چنان كه ابتلاى برده به آن پس از خريد تا يك سال ، موجب ثبوت حقّ خيار براى خريدار است « 4 » ( - - ) احداث سنه ) . همچنين بيمارى جذام از اسباب قهرى آزادى برده است ؛ « 5 » از اين رو ، بردهء مبتلا به آن را نمىتوان جهت كفّاره آزاد كرد . « 6 » وجود بيمارى جذام در زن قبل از ازدواج از عيوبى است كه در صورت جهل به آن موجب ثبوت حقّ فسخ عقد نكاح براى مرد است . برخى قدما ، مرد

--> ( 1 ) العروة الوثقى 2 / 298 - 299 ؛ مستمسك العروة 5 / 187 - 193 . 1 جواهر الكلام 13 / 381 . 2 اللمعة الدمشقية / 40 . 3 جواهر الكلام 23 / 259 . 4 297 . 5 34 / 189 . 6 33 / 204 .