السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

43

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

جايزه جايزه : پاداش . از احكام آن در باب خمس و تجارت و نيز مسائل مستحدثه سخن گفته‌اند . آيا به درآمدهايى همچون جايزه كه بدون كسب و كار عايد انسان مىشود خمس تعلّق مىگيرد ؟ مسئله اختلافى است . « 1 » دريافت و تصرف در جوايز و هداياى سلطان جائر در صورت علم به تحصيل آنها از راه حرام ، همچون غصب جايز نيست ، مگر آنكه قصد بازگرداندن به صاحبش را داشته باشد . در صورت عدم علم به آن ، گرفتن و تصرف در آنها جايز است ؛ هرچند به اجمال بداند در اموال سلطان ، حرام نيز وجود دارد . « 2 » جوايزى كه بانكها ، مؤسسات و فروشگاهها براى جذب و تشويق صاحبان حساب يا مشتريان خود ، با قرعه كشى و يا همراه كالا به افراد مىدهند بى اشكال است « 3 » ( - - ) بانك ) . ( - - ) مسابقه ) ( - - ) بخت آزمايى ) جؤجؤ جُؤجُؤ : سينه / استخوان سينه . « 1 » عنوان ياد شده در باب صلات به كار رفته است . چسبانيدن سينه به زمين در سجدهء شكر ( - - ) سجدهء شكر ) مستحب است . در برخى روايات و نيز كلمات فقها چسبانيدن جؤجؤ و سينه ، هر دو آمده است . « 2 » برخى معاصران احتمال داده‌اند جؤجؤ و سينه به يك معنا باشند كه در اين صورت عطف سينه بر آن ، عطف تفسيرى و تأكيدى است و احتمال مىرود جؤجؤ به معناى قسمت جلوِ سينه باشد كه در اين صورت عطف سينه ( صدر ) بر جؤجؤ ، عطف عام بر خاص خواهد بود « 3 » ( - - ) سينه ) . جبّ جَبّ : قطع شدن آلت تناسلى مرد . به قطع شدن تمامى يا مقدارى از آلت

--> ( 1 ) جواهر الكلام 16 / 56 - 57 ؛ مستمسك العروة 9 / 521 - 523 ؛ تحرير الوسيلة 1 / 356 . ( 2 ) جواهر الكلام 22 / 170 - 176 ؛ كتاب المكاسب 2 / 165 - 182 . ( 3 ) تحرير الوسيلة 2 / 617 . 1 لسان العرب / واژهء « جأجأ » . 2 العروة الوثقى 2 / 585 . 3 مهذّب الاحكام 7 / 41 .