السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

54

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

الحاق وى به باكره كرده و حكم باكره را بر او جارى ساخته‌اند ؛ ليكن در فرض زوال آن از راه آميزش نامشروع يا به شبهه در اينكه چنين صورتى به باكره ملحق مىشود يا به بيوه ، اختلاف است . بسيارى در مسئله راه احتياط را در پيش گرفته‌اند . « 5 » اين اختلاف و ترديد در الحاق دخترى كه شوهر كرده ولى قبل از زوال پردهء بكارت ، شوهرش مرده يا از او طلاق گرفته به باكره يا بيوه نيز وجود دارد . « 6 » بنابر مشهور سكوت دوشيزه در برابر پيشنهاد ازدواج با وى ، نشانهء رضايت او به اين امر تلقّى شده و كفايت مىكند . « 7 » مردى كه قصد ازدواج دارد مستحب است زن باكره برگزيند . « 8 » مردى كه با زنى به عنوان باكره بودن او ازدواج كرده و سپس خلاف آن ثابت شده است دو صورت دارد : 1 . در عقد ، بكارت ، شرط يا توصيف شده و يا پيش از عقد از آن صحبت شده و عقد بر مبناى آن صورت گرفته است . 2 . مرد بدون ويژگيهاى ياد شده به صرف اعتقاد باكره بودن زن اقدام به ازدواج با وى كرده است . در فرض دوم ، مرد نه حقّ فسخ عقد دارد و نه كم كردن مهر زن ؛ ليكن در فرض اوّل ، مسئله از هر دو جهت - حقّ فسخ عقد و حكم مهر - مورد بحث قرار گرفته است . امّا از جهت حقّ فسخ ، در فرض ثبوت باكره نبودن زن قبل از عقد به اقرار ( - - ) اقرار ) ، بيّنه ( - - ) بيّنه ) يا ديگر قرائن مفيد علم ، بسيارى به ثبوت حقّ فسخ تصريح كرده‌اند ؛ « 9 » ليكن ظاهر كلام گروهى از قدما « 10 » و نيز اطلاق كلام جمعى از معاصران ، عدم ثبوت حقّ فسخ است . « 11 » البتّه برخى ، احتمال داده‌اند كه مراد قدما صورت عدم شرط يا توصيف بكارت در عقد است . « 12 » امّا از جهت مهر ، با فسخ عقد توسط مرد قبل از دخول ، مهر به زن تعلّق نمىگيرد ولى بعد از دخول ، اگر زن تدليس ( - - ) تدليس ) نكرده باشد همهء مهر به او تعلّق مىگيرد و با تدليس ، مستحقّ مهر نخواهد بود . « 13 » البتّه برخى گفته‌اند : در اين صورت مرد بايد كمترين مقدارى را كه ممكن است مهر قرار داده شود به زن

--> ( 5 ) . جواهر الكلام 29 / 185 ؛ العروة الوثقى ( و حواشى ) ( ج ) 5 / 616 ؛ العروة الوثقى 2 / 865 ( 6 ) . العروة الوثقى 2 / 865 ( 7 ) . جواهر الكلام 29 / 203 ( 8 ) . 37 ( 9 ) . الحدائق الناضرة 24 / 408 ( 10 ) . المقنعة / 519 ؛ الكافى فى الفقه / 296 ؛ النهاية / 475 ؛ كتاب السرائر 2 / 591 ( 11 ) . منهاج الصالحين ( سيد محسن حكيم ) 2 / 294 ؛ منهاج الصالحين ( خوئى ) 2 / 279 ؛ منهاج الصالحين ( سيد محمد روحانى ) 2 / 308 ( 12 ) . جامع المقاصد 13 / 301 - 302 ( 13 ) . جواهر الكلام 30 / 377