السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

42

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

ديگر ، تفكيك كرد . در اين مرحله ، علم اصول دوباره متولد شد تا در عصر كمال ، آفاق جديدى فراروى آن گشوده شود و فقه شيعه به اوج خود باريابد . مجموعه‌هاى روايى كه در مرحلهء پيشين نگاشته شد ، به فقيهان اصولى اين امكان را داد تا بر اساس استقراى تام در نصوص روايى ، قواعد اصولى را به كار گيرند و به استنباط بپردازند . وحيد بهبهانى ( م 1205 ه . ق ) ، سيد بحر العلوم ( م 1212 ه . ق ) ، محمد على بهبهانى فرزند وحيد بهبهانى ( م 1216 ه . ق ) ، حسين بن محمد آل عصفور بحرانى ( م 1216 ه . ق ) ، جواد بن محمد عاملى ( م 1226 ه . ق ) ، شيخ جعفر كاشف الغطاء ( م 1228 ه . ق ) ، على بن محمد طباطبايى ، صاحب رياض ( م 1231 ه . ق ) ، ميرزاى قمى ( م 1231 ه . ق ) ، احمد بن محمد نراقى ( م 1245 ه . ق ) ، محمد باقر شفتى ( حجّة الاسلام ) ( م 1260 ه . ق ) ، و محمد حسن نجفى ، صاحب جواهر ( م 1266 ه . ق ) از فقيهان برجستهء اين دوره‌اند . « 14 » 6 - 4 . مرحلهء كمال اين مرحله از نيمهء قرن سيزدهم ، همزمان با وفات صاحب جواهر و ظهور مكتب اصولى و فقهى شيخ مرتضى انصارى آغاز مىشود و همچنان ادامه دارد . شيخ انصارى با استعداد و نبوغ كم‌نظيرش ، تلاش‌هاى وحيد بهبهانى و شاگردانش را با رساندن فقه و اصول به اوج و كمال ارج نهاد . وى مباحث دقيق و ژرف اصولى خود را بر اساس سه حالتى كه براى مكلّف متصوّر است يعنى قطع ، ظنّ و شك پىريزى كرد و حالات و فروض متعدّد هر يك از حالت‌هاى سه‌گانه را استقصا نمود . اين نوآورى بر مباحث وى در تعارض ادلّه نيز تأثير گذاشت و ابداع دو اصطلاح « حكومت » و « ورود » را به دنبال داشت . انسجام فكرى و آراى اصولى شيخ انصارى در نوشته‌هاى فقهى وى به خوبى تجلى يافت . وى هنگامى كه بر بلنداى مباحث فقهى مىايستاد ، هرگز فراموش نمىكرد كه صاحب مكتب تكامل يافته اصولى است و بحث فقهى بدون توجّه به آن ممكن نيست . كتاب « المكاسب » وى به لحاظ دقّت ، ژرفايى و در برداشتن مباحث نو و متنوع در ميان

--> ( 14 ) همان ، ش 16 ، ص 151 - 167 .