السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

28

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

كامل‌ترين دين آسمانى ، نيل به قرب الهى تنها از رهگذر ايمان به اصول اعتقادى ، عمل به احكام و آراسته شدن به فضائل اخلاقى دست‌يافتنى است . از اين رو ، عالمان دين ، آموزه‌هاى اسلام را در سه حوزهء اعتقادات ، اخلاقيّات و احكام تقسيم كرده‌اند . اعتقادات و معارف ، اساس و بنيان احكام و اخلاقيّات است ، زيرا تا ايمان در جان انسان‌ها ريشه نكند ، سر به انجام تكاليف و وظايف نمىسپارند و به فضائل و ارزش‌هاى اخلاقى روى نمىآورند . احكام و اخلاقيّات نيز دو بال سعادت فرد و جامعه‌اند . فرد و جامعه‌اى كه از يك سو حلال و حرام الهى را محترم بشمارد و به بايدها و نبايدهاى شريعت گردن نهد و از سوى ديگر ، روان و محيط اجتماعى خويش را از زنگارها و آلودگىها بزدايد و به فضيلت‌ها و ارزش‌هاى اخلاقى بيارايد ، در مسير كمال و سعادت معنوى و مادّى گام نهاده است . تنوّع آموزه‌هاى اسلام ، به تدريج ، زمينهء پديد آمدن علم‌هاى كلام ، اخلاق و فقه را فراهم آورد . 1 . علم فقه واژهء فقه در لغت ، فهم عميق و دقيق و در اصطلاح ، علم به احكام شرعى فرعى از ادلّهء تفصيلى است . احكام شرعى نيز مجموعهء قوانين و مقرّراتى است كه شارع و قانونگذار مقدّس اسلام ، براى اصلاح امور معاش و معاد مردم و جامعه تشريع كرده است . احكام شرعى به اعتبارهاى گوناگون داراى تقسيم‌هاى مختلفى است كه مهمترين آن‌ها تقسيم احكام به تكليفى و وضعى است . حكم تكليفى ، همان بايدها و نبايدها است كه به طور مستقيم به فعل مكلّف مرتبط است و موضوع آن انجام يا ترك فعلى به وسيلهء مكلّف است . حكم تكليفى به پنج نوع - وجوب ، حرمت ، استحباب ، كراهت و اباحهء - تقسيم مىشود . حكم وضعى ، حكمى است كه صفت شيئ و يا فعل و تركى را تبيين مىكند و همواره به طور مستقيم به فعل مكلّف مرتبط نيست و بيشتر ، موضوع احكام تكليفى قرار مىگيرد . موضوع حكم وضعى ممكن است اشياء و اعيان خارجى باشد ، مانند نجاست و طهارت و يا افعال مكلّفين ، همچون صحّت بيع و جزئيّت و ركنيّت ركوع در نماز . جز