السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

121

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

آزاد : انسان آزاد ، مال محسوب نمىشود . از اين رو ، كسى نمىتواند از راه خريدن و مانند آن مالك وى گردد ، « 24 » و چنانچه كسى او را غصب ( - - ) غصب ) كند ، از جهت غصب ضامن نيست ؛ « 25 » همچنان كه دزديدن انسان آزاد موجب ثبوت حدّ سرقت ( - - ) دزدى ) نمىشود ( - - ) آدم‌ربايى ) ، مگر آن كه او را بفروشد « 26 » ( - - ) آدم‌فروشى ) . انسان آزاد مالك منافع و كار خويش است و مىتواند با اجير شدن ، آن را به كسى اجاره دهد ( - - ) اجاره ) « 27 » و چنانچه كسى منافع و عمل او را غصب كند - مانند آن كه به ستم ، او را به كار بگيرد - ضامن مزد آن است . « 28 » برده از آزاد و آزاد از برده ارث نمىبرد . « 29 » مرد آزاد بيش از دو كنيز و برده بيش از دو زن آزاد نمىتواند به همسرى برگزيند . « 30 » آزاد در برابر برده قصاص ( - - ) قصاص ) نمىشود . « 31 » به قول مشهور عزل ( - - ) عزل ) از همسر آزاد در صورت رضايت نداشتن وى مكروه است . « 32 » اسباب آزادى : اسلام براى آزادى برده اسباب ذيل را قرار داده است : الف - اسباب اختيارى : 1 . عتق كه از مستحبّات مؤكّد دربارهء بردهء مؤمن است ( - - ) عتق ) . 2 . تدبير ( - - ) تدبير ) . 3 . مكاتبه ( - - ) مكاتبه ) . 4 . استيلاد ( - - ) استيلاد ) . ب - اسباب قهرى : 1 . ملكيت : تملّك پدر يا مادر و جدّ يا جدّه و هر چه بالا رود و نيز تملّك فرزندان و نوادگان و هر چه پايين آيد ، سبب قهرى آزادى آنان است . « 33 » 2 . سرايت : به قول مشهور آزاد شدن بخشى از برده ، موجب سرايت به همهء برده و آزادى وى مىشود . « 34 » 3 . تنكيل : به قول مشهور بريدن گوش ، بينى و ديگر اعضاى مملوك توسّط مولا ، سبب آزادى وى مىگردد ( - - ) تنكيل ) . 4 . اسلام : چنانچه برده پيش از مولاى خود اسلام آورد و از قلمرو كفر به قلمرو اسلام در آيد ، آزاد مىشود . « 35 »

--> ( 24 ) 22 / 343 . ( 25 ) 37 / 36 . ( 26 ) 41 / 510 . ( 27 ) 22 / 37 . ( 28 ) 37 / 38 . ( 29 ) 39 / 48 . ( 30 ) 30 / 5 . ( 31 ) 42 / 81 - 83 . ( 32 ) 29 / 111 - 114 . ( 33 ) 34 / 185 . ( 34 ) 152 . ( 35 ) 191 .