مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى

16

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى)

الكرم و الاعلام ، و شيمته رفع اعلام الهدايه و بسط انوار الافاضه فاض علينا فى ساعه تسويدى هذا الفصل من خزائن علمه علما جديدا ، و فتح على قلوبنا من ابواب رحمته فتحا مبينا ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ * . از اين گونه تعبيرات در اسفار بسيار دارد كه ما به عنوان نمونه اين دو مورد را نقل كرده ايم . مقصود آن جناب از اين كلمات شريفه ، بسط كلام و تحقيق وافى و اقامه برهان در اين گونه مسائل دقيقه عقليه مى باشد كه انصافا اختصاص به اين عالم مبرهن و مكاشف آلهى دارد و چنان كه به قلم مباركش در چندين جاى اسفار مرقوم فرموده است در زبر پيشينيان يافته نمى شود . مثلا در آخر منهج اول فصل اخير موقف ثالث الهيات اسفار « 8 » فرموده است : فهذا غايه تحقيق هذا المقام و لعله لم يثبت فى شى ء من الكتب الى الان الا فى هذا الكتاب فاعرف ايها المتامل فيه قدره و انظم هذه الفريده فى سلك نظائرها من الفرائد المنثوره فيه . چگونه مقصودش اين نباشد كه امهات و اصول اين مباحث عرشى به كلماتى تامه و عباراتى وزين و رصين در صحف مكرمه اكابر اهل عرفان بخصوص فتوحات مكيه و فصوص و ديگر خزائن علميه شيخ اكبر محيى الدين عربى ، مدون است و خود صدر المتالهين در مواضع عديده هم خود آن بزرگ را به بزرگى اسم مى برد و هم صحف علميه اش را كه با احدى از اكابر علماء و مشايخ اهل تحقيق و اعاظم اهل كشف و شهود چنان خشوع و تواضع ندارد و سر فرود نمى آورد و كسى را به اوصاف او نستوده است ، چه خود بهتر از هر كس مىداند كه اساس حكمت متعاليه او فتوحات و فصوص است و اسفار عظيم او شرحى محققانه بر آنها است . البته متضلع در فهم حكمت متعاليه ، و متوغل در نيل صحف اصيل عرفانى كه در راس همه آنها همين دو صحيفه ياد شده

--> ( 8 ) اسفار ، ج 3 ، ص 61