السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

88

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

شرح حال او شيخ عبدالحق دهلوى در « اخبار الاخيار » شرح حال او را آورده و چنين گويد : وى سيادت و علم و ولايت را يك‌جا واجد بود . مقامى و الا و موقعيّتى ارزنده و گفتارى بلندمرتبه داشت . در بين مشايخ فرقه « چشت » « 1 » ، روش و سلك ويژه‌اى داشت و حقايق و اسرار حقيقت را به گونه‌اى مخصوص به خود بيان مىكرد . . . . در آغاز زندگى در دهلى به سر مىبرد و بعد از درگذشت شيخ و مرادش به شهر « دكن » رفته و مورد قبول تمام پيروان فرقه‌ى خود قرار گرفت و همگى پيرو و مطيع او شدند و در همان‌جا از دنيا رفت . . . . وى سپس علّت اشتهار او را به « گيسودراز » يادآور شده و گويد : از تصنيفات مشهور او كتاب : « الاسمار » است كه حقايق را به شيوه‌ى نغز و معمّا بيان داشته است . « 2 » 26 - روايت سيّد محمّدبن‌جعفر مكّى وى حديث نور را بدين‌عبارت آورده است : على كرم اللَّه وجه گويد : از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه مىفرمود : « من و على از نور واحدى هستيم : يكى به عبدالمطّلب رسيده و نور من در پيشانى ابوعبداللَّه ظاهر شد كه من بودم . نور ولايت نيز در پيشانى ابوطالب ظاهر شد كه على است . پس من و على در نبوّت و ولايت يكى هستيم . » « 3 » شرح حال او شيخ عبدالحق دهلوى در كتاب « اخبارالأخيار » شرح حال او را با ستايش فراوان آورده و مؤلّفات او را ذكر كرده و از آن جمله از كتاب « بحرالأنساب » نام

--> ( 1 ) . دهخدا گويد : نام قريه‌اى است قريب به هرات در كمال صفوت هوا و عذوبت ماء و از آن جا بوده‌اندبزرگان سلسله‌ى چشتى كه در سلسله‌ى آن‌ها ابراهيم ادهم بوده‌اند و از آن جمله‌اند ابواحمد ابدال و خواجه مردود . . . و نجيب‌الدّين شيخ المشايخ چشتى كه سلسله‌ى درويشان چشتى به او منتهى مىشود . ( مترجم ) ( 2 ) . اخبارالأخيار : 127 . ( 3 ) . بحرالأنساب خطّى .