السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

62

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

پشتيبانى و يارى كردم . » 2 - نافع ، از پسر عمر روايت كند كه گويد : روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در بطحاء مكّه نشسته بود ، جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت : « اى محمّد ! خداى صاحب عرش به خدمتت سلام مىرساند و مىفرمايد : هنگامى كه ميثاق پيامبران گرفته‌شد ، ميثاق را براى تو ، در صلب آدم گرفتند . تو را آقا و سرور پيامبران و وصىّ تو را آقاى اوصياء قرار داد . و مىفرمود : اى محمّد به عزّتم سوگند ، اگر از من بخواهى كه آسمان‌ها و زمين را نابود كنم ، به خاطر مقام و ارزشى كه نزد من دارى ، آن‌ها را نابود خواهم كرد . » 3 - انس‌بن‌مالك از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت كند كه فرمود : « هر نوزادى كه زاده مىشود ، در اندرون او مقدارى از همان خاكى كه از آن آفريده شده ، موجود است . من و على از يك خاك آفريده شده‌ايم . » عبارت چهارمين حديث او با اسنادش چنين است : خبر داد به ما حسين‌بن محمّد از عبداللَّه‌بن ابىمنصور ، از محمّدبن بشر ، از محمّدبن عبداللَّه بن‌مثنّى ، از حميد طويل ، از انس‌بن مالك ، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من و علىّبن ابىطالب از يك نور آفريده شديم كه در سمت راست عرش ، خداوند عزّوجلّ را تسبيح مىكرد ، پيش از آفرينش دنيا . آدم در بهشت ساكن شد در حالى كه ما در صلب او بوديم . نوح در كشتى نشست و ما در صلب او بوديم . ابراهيم به آتش افكنده شد و ما در صلب او بوديم . پيوسته خداوند عزّوجلّ ما را از اصلاب پاك به رحم‌هاى پاك مىگردانيد . وقتى به عبدالمطّلب رسيديم ، آن نور را دو قسمت كرد ، مرا در صلب عبداللَّه و على را در صلب ابوطالب نهاد . در من رسالت و نبوّت را و در على تيزهوشى و فصاحت را قرار داد . براى ما دو اسم از اسامى خود جدا ساخت . پروردگار عرش « محمود » است و منم « محمّد » . او « اعلى » است و اين « على » . عاصمى گويد : اين احاديث دلالت مىكند بر صحت و درستى آن‌چه كه ما به آن اشاره كرديم و مطلب ما را ترجيح مىدهد . « 1 »

--> ( 1 ) . زين‌الفتى في تفسير سورةهل أتى مخطوط .