السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
56
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
جعفر ، از پدرش ، از اعمش ، از سالمبنابىالجعد از ابوذر كه گويد : از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه مىفرمود : من و على نورى بوديم در طرف راست عرش . آن نور ، خداوند را تسبيح و تقديس مىكرد ، چهارده هزار سال پيش از آن كه خداوند آدم را بيافريند ، پيوسته من و على در يك جايگاه قرار داشتيم تا اينكه در صلب عبدالمطّلب ، از يكديگر جدا شديم . » و خبر داد به ما ابوغالب محمّدبن احمدبن سهل نحوى ، از ابوعبداللَّه محمّدبن علىبن مهدى سقطى واسطى ، از احمدبن على قواريرى واسطى ، از محمّدبن عبداللَّهبن ثابت از محمّدبن مصفا از بقيةبن وليد ، از سعيدبن عبدالعزيز ، از جابربن عبداللَّه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : « خداوند عزّوجلّ قطعهاى از نور را فرود آورده و در صلب حضرت آدم جاى داد و آن را همينسان حركت داد تا اينكه به دو بخش تقسيم كرد . بخشى را در صلب عبداللَّه و بخشى را در صلب ابوطالب ، مرا به صورت پيامبر و على را به عنوان جانشين بيرون آورد . » « 1 » نكتهاى مفيد در صفحهى آخر نسخهاى از اين كتاب كه نزد ما است ، چنين آمده است : در نسخهاى كه من اين را از آن نقل مىكنم گويد : در نسخهى اصل گفته است : بهاءالدّين علىّبناحمد اكوع در نسخه فقيه گويد كه ابوالحسن علىّبنمحمّدبن حسنبن ابىنزار ابنشرفيه در واسط عراق در دوازدهم ماه شوال سال پانصد و هشتاد و پنج از نوشتن آن فراغت حاصل كرد و خدا صاحب توفيق است . سپس گويد در نسخهى أم الام چنين است : و فارغ شدم از نوشتن آن در جمادى الآخر سال ششصد و بيست و سه . و چنين نوشت عمربن حسنبن ناصربن يعقوب ، خداوند عاقبت او را ختم به خير كند .
--> ( 1 ) . مناقب اميرالمؤمنين علىّبن ابىطالب : 87 - 89 . چاپ تهران ، اسلاميه .