السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

324

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

هم‌اكنون اين مقام را غاصبانه از ما مىگيريد . آيا شما در مقابل انصار به اين مطلب استدلال نمىكنيد كه حضرت محمّد از شما است ! ! مگر چنين نيست كه انصار به همين دليل از شما پيروى كرده و زمامدارى و فرماندهى را به شما سپردند ؟ من هم‌اكنون به همان دليلى احتجاج مىكنم كه شما بدان بر انصار احتجاج كرديد . ما به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چه در زنده‌بودن و چه بعد از مرگ سزاوارتريم . اگر به خداوند ايمان داريد و خوف از خدا داريد ، به ما انصاف دهيد ، و گرنه آگاهانه در جايگاه ظلم و ستم بنشيند ! عمر به آن حضرت گفت : تا بيعت نكنى رها نخواهى شد . على عليه السلام به او فرمود : تو فعلًا شير بدوش كه بخشى از خلافت به تو مىرسد . تو امروز كار را براى ابوبكر استوار و محكم ساز ، فردا او به تو باز مىگرداند . آن‌گاه فرمود : به خدا سوگند اى عمر ! سخن تو را نمىپذيرم و با او بيعت نمىكنم . ابوبكر به آن حضرت گفت : اگر با من بيعت نكنى من تو را اكراه نمىكنم . ابوعبيده جراح به على عليه السلام گفت : اى پسرعمو ، تو كم سن و سالى ، در حالى كه اينان پيرمردان قوم و قبيله‌ى تو هستند . تو تجربه و كاردانى آنان را ندارى . من ابوبكر را براى اين كار نيرومندتر و بردبارتر و آگاه‌تر از تو مىبينم . اين كار را به ابوبكر واگذار كن . تو اگر زنده بمانى و عمرت بيشتر شود ، براى اين كار شايسته‌ترى . تو در فضيلت و ديانت و دانش و بينش و سابقه و نسبت و خويشاوندى شايستگى دارى . على عليه السلام فرمود : اى گروه مهاجران ! خدا را ، خدا را ، سلطنت و آقايى محمّد را در بين ملّت عرب از خانه و خاندانش به خانه‌ها و خاندان خود بيرون نبريد و حق اهل بيت او را از آنان باز نستانيد . اى گروه مهاجران ! به خدا سوگند ، ما چون اهل بيت هستيم ، به اين كار از ديگران شايسته‌تريم . تا وقتى كه در بين ما قارى قرآن ، فقيه در دين خدا ، آگاه به سنّت رسول خدا ، خبره در امور مردم ، مدافع مردم در مقابل امور ناگوار و زشت ، دادگر و تقسيم‌كننده حقوق به طور مساوى و يكسان در بين آنان وجود دارد كه به خدا سوگند ، اين ويژگىها در ما هست . از هوى و هوس پيروى مكنيد ، كه از راه خدا منحرف مىشويد و از حقّ و حقيقت به دور مىمانيد . قيس‌بن‌سعد گفت : اى على اگر انصار اين سخنان را پيش از بيعت‌شان با ابوبكر