السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

321

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

4 - سخنان ابوبكر به نقلى ديگر ابوبكر در روز سقيفه در مقابل انصار به خويشاوندىِ خود با رسول خدا استدلال كرد . وى گفت : « ما خويشاوندان و نزديكان و ارحام پيامبريم و ما شايستگى خلافت داريم و نسب ما از همه‌ى مردم والاتر است » . بر اساس اين استدلال ، على عليه السلام كه بدون شك از ابوبكر به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نزديك‌تر است ، سزاوارتر و شايسته‌تر به امر خلافت و جانشينى بعد از رسول خدا است . اين گفتار را گروهى از پيشوايان و حافظان حديث نقل كرده‌اند از آن جمله : حافظ محب‌الدين طبرى گويد : موسىبن‌عقبه از ابن‌شهاب نقل كرده است كه ابوبكر در روز سقيفه مردم را با ذكر شهادتين ساكت كرد و چنين گفت : خداوند ، پيامبرش را به هدايت و دين حق برانگيخت . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مردم را به اسلام فرا خواند . خدا دل و روى ما را به سوى آن‌چه كه او فرا خوانده بود ، جلب نمود . ما گروه مهاجران نخستين مردمى بوديم كه به اسلام گرويديم . ماييم خويشاوندان و نزديكان و ارحام پيامبر . ما شايستگى خلافت را داريم و در بين عرب ، از حيث نسب از همه والاتريم . همه ما در بين عرب زاييده شده‌ايم . در بين اعراب قبيله‌اى نيست مگر اين كه از قريش در بين خود فرزندى دارند ، امر خلافت شايسته هيچ‌كس جز قريش نيست ، آنان آبرومندتر از همه‌ى مردم ، زبانشان بر همگان چيره و گفتارشان برتر از همه است . مردم پيرو قريشند . ما اميرانيم و شما وزيران و امربران ماييد . شما اى گروه انصار ! در كتاب خدا با ما برادريد و در دين خداى متعال شريك ماييد و مىبايست در مقابل برادران خود كه مهاجرند ، تسليم باشيد . شما سزاوارتريد از همه‌ى مردم در آن كه بر خير و خوبى كه خداوند به آنان داده است ، حسادت نورزيد . من شما را به يكى از اين دو نفر فرا مىخوانم . بعد همان مطلبى را گفت كه مضمون آن را در حديث ابن‌عبّاس قبلًا آورديم . . . . « 1 »

--> ( 1 ) . الرياض النضرة 1 : 213 .