السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
294
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
كمى پايينتر از آنان قرار دارند . به همين ترتيب پايين مىرود تا به عوام مردم مىرسد . پس همانگونه كه دارندهى مقام خلافت مخصوصه در ظاهر رييس مسلمين است ، مىبايست از جهت استعدادات باطنى همچون صفاى باطن و مقام و شخصيّت و الا نيز از ديگران برتر باشند تا رياست ظاهريّهى آنان همراه با رياست باطنى باشد . « 1 » وجوه دلالت اين گفتار : گفتار شاه ولىاللَّه پدر دهلوى دلالت حديث نور را از چندين جهت آشكار مىسازد : 1 - دهلوى گويد : حكمت الاهى اقتضا كرده است كه به خاطر اين صفا . . . نويسنده گويد : با توجّه به همين مطلب ، امام علىبنابيطالب عليه السلام شايستگى كامل براى احراز مقام رياست جهانى را داشته است . زيرا مقتضاى حكمت الاهى را به دليل حديث « نور » واجد بود . حديث نور دلالت دارد بر آن كه حضرتش از آدم و ديگر پيامبران الاهى غير از پيامبر اسلام برتر است ؛ زيرا به خاطر وحدت نور آن حضرت با نور حضرت خاتم النبيّين و برترى مقام ختميّت از همهى پيامبران گذشته ، صفا و رفعت شأن اميرالمؤمنين از ديگران بيشتر است . بنابراين حديث نور ، از جملهى دلايل روشن بر وجوب واگذارى امامت بعد از پيامبر به وجود مقدّس على عليه السلام است و همين مطلوب و خواسته ما است . از اين جهت مىگوييم كه مخالفت دهلوى با پدرش و انكار دلالت حديث بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام كار عجيب و غريبى است . 2 - دهلوى گويد : « در بين افراد امّت گروهى هستند . . . » نويسنده گويد : فحواى حديث نور بر اين مطلب دلالت دارد كه بعد از رسول اعظم فقط علىبنابىطالب شايستگى مقام خلافت را دارا است ، نه افرادى غير از او كه به اين درجه و يا كمترين درجه از اين مقامات نرسيدهاند . 3 - اين عبارت كه دهلوى مىگويد : « مانند خورشيد . . . » اين عبارت ظاهر دراين است كه جانشينان حضرت رسول مىبايست بدانگونه باشند نه همچون خاك و چوب
--> ( 1 ) . ازالة الخفاء فى سيرة الخلفاء .