السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
267
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
محىالدين ابنعربى در همهى علوم برترى داشته ، چنانكه كتابها و نوشتههاى او بر اين مطلب شهادت مىدهد . و كسى منكر اين حقيقت نيست مگر اينكه كلام او را به خاطر دقّت و لطافتش نفهميده باشد . لذا كسانى را كه سلوكى در راه رياضت نداشتهاند ، از ترس آن كه مبادا شبههاى در اعتقاداتشان وارد شود و بر آن شبهه بميرند و تأويل كلام شيخ را نفهميده باشند ، از مطالعه كتابهاى او منع كردهاند . شيخ صفىالدين بنابى المنصور و ديگران ، از او به عنوان دارنده ولايت كبرى و صلاح و عرفان ياد كردهاند . صفىالدين چنين گويد : او شيخ ، امام محقّق ، سرور دانشمندان عارف و مقرّب ؛ صاحب اشارات ملكوتى ، نفحات قدسى ، انفاس روحانى ، فتح آراسته ، كشف تابنده ، بينشهاى شكافنده ، رازهاى راستين ، معارف درخشان ، حقايق شكوفا بود . جايگاه و الا از مراتب قرب در منازل انس ، آبشخورهاى گوارا از جايگاههاى دستيابى به سيراب شدن از چشمهسارهاى حقايق ، و جايگاه رفيع از بلنداى دين داشت و گامهاى استوار در دسترسى به حالات نهايت و سرمايهاى فراوان در تصرّف و جابجايى در احكام ولايت را واجد بود . او يكى از اركان و پايههاى اين گروه است . شيخ عارف باللَّه محمّدبناسعديافعى او را به عرفان و ولايت ستوده است . شيخ ابومدين به او لقب « سلطان العارفين » داده است . گفتار اين مرد را دليل بر مقامات باطن و ظاهر او دانستهاند و مناقب و فضائل او بين مردم مخصوصاً در سرزمين روم مشهور است . شيخ عزّالدينبن عبدالسلام شيخ الاسلام مصر كه افراد فراوانى به او مراجعه داشتند وقتى با شيخ ابوالحسن شاذلى آشنا شد و حالات آنان را دانست ، از او به دارندهى ولايت و عرفان و قطبيت اسم مىبرد . « 1 » ابنالنجّار در شرح حال او عبارتى دارد كه خلاصهاش چنين است : وى با صوفيه و ارباب قلوب مصاحبت كرده و طريقهى فقر را پيمود ، به زيارت خانهى خدا رفت و در آن جا مجاور شد ، كتابهايى در علوم آنان و اخبار مشايخ و زهّاد مغرب نوشت ، وى
--> ( 1 ) . لواقح الانوار فى طبقات الاخيار 1 : 163 .