السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
259
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
بشارت دهم كه تو و خاندانت در بهشت هستيد و دشمن تو در آتش . دشمن تو ، بر كنار حوض بر من وارد نمىشود و دوستدار تو از آن به دور نيست . » على عليه السلام گويد : « من در پيشگاه خدا به سجده افتادم و خدا را بر نعمتهايى كه به من ارزانى فرموده - از اسلام و قرآن و اينكه مرا نزد خاتم النبيّيّن و سيّد المرسلين محبوب قرار داده - سپاس گفتم . » نويسنده گويد : اين حديث را خرگوشى ، ابنمغازلى ، عمر ملّا ، ابنسبع اندلسى ، وصّابى ، شهابالدين احمد ، محمّدبناسماعيل يمانى نيز نقل كردهاند ، به همانگونه كه در جلد حديث منزلت آورديم . از جمله نكات حديث ، اين جمله است كه فرمودند : « سرّ تو سرّ من و آشكاراى تو آشكاراى من است ، و راز سينهى تو همچون راز سينهى من است . » اين كلام ، دليلى است واضح و روشن بر اينكه آفرينش اميرالمؤمنين عليه السلام همچون آفرينش رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است كه مدلول حديث نور و از مؤيّدات اين حديث شريف است . با اين جمله از حديث ، عصمت اميرالمؤمنين عليه السلام و افضليّت آن حضرت از همهى خلائق حتّى فرشتگان و پيامبران و ديگر اوليا و اوصياء ثابت مىشود ، زيرا پنهان و آشكار ، از سينهى او بهسان پنهانى و آشكارا و راز سينهى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است . بىترديد ، سرّ رسول خدا و آشكاراى او و راز سينهى آن حضرت ، از خطا و اشتباه معصوم است و از همهى مخلوقات برتر ، بنابراين پنهان و آشكار و راز سينهى على عليه السلام نيز چنين است . نتيجه آن است كه امامت و جانشينى آن حضرت بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از بديهيّات اوّليه باشد ، پس تقدّم ديگران بر آن حضرت كار زشتى است و خلافت و امامت آنان باطل است . البتّه حديث از جهات ديگر نيز بر افضليت آن حضرت دلالت دارد ، چنانكه پوشيده نيست . حديث نهم : گنجى در باب بيست و ششم ، تحت عنوان « شوق فرشتگان و بهشت