السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
247
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
د . روايت شهابالدّين احمد شهابالدين آن را از ابوهريرة نقل كرده كه گويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود كه به هنگام رفتن به آسمان در شب معراج ، پيامبران در آسمان گرد مرا گرفتند . خداوند به من وحى فرمود : اى محمّد ! از آنان بپرس كه شما بر چه مطلبى مبعوث شديد ؟ گفتند : بر شهادت اين كه جز « اللَّه » معبودى نيست و بر اقرار به پيامبرىِ تو و ولايت علىبنابىطالب . اين حديث را شيخ بزرگوار ، عارف ربّانى سيد شرفالدّين على همدانى در برخى از نوشتجاتش آورده و گويد حافظ ابونعيم آن را روايت كرده است . « 1 » ه . روايت عبدالوهّاببن محمّد وى آن را از ابونعيم اصفهانى از ابوهريره مانند نقل پيشين آورده است . « 2 » و . روايت گيلانى لاهيجى وى در « شرح گلشن راز » ، بعد از آن كه چندين روايت در فضيلت حضرت على عليه السلام آورده است ، نقل مىكند كه پيامبر رحمت فرمود : « على از من است و من از اويم و او ولى هر مؤمنى است . » « هرپيامبرى راجانشين و وارثى است و على جانشين و وارث من است . » « من بر تنزيل قرآن مىجنگم و على بر تأويل قرآن مىجنگد . » « اى ابوبكر ! كف دست من با كف على در عدالت يكسان است . » « من شهر علم هستم و على درِ آن است . هر كس خواهان علم است ، بايد از در آن وارد شود . »
--> ( 1 ) . توضيح الدلائل خطّى ، كه از آن روايت ابونعيم و همدانى نيز دانسته مىشود . ( 2 ) . تفسير انورى . . . و از آن روايت ابونعيم دانسته مىشود .