السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
24
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
مىدادند ، او تمامِ آن را در راه خدا به فقيران مىداد و از دسترنج خود زندگىاش را مىگذرانيد ، عبايى داشت كه قسمتى از آن را بستر خود قرار داده بود و قسمتى ديگر را مىپوشيد . ابنوهببننافع از مالك نقل مىكند كه سلمان با دست خود از برگ خرما حصير مىبافت و از آن راه زندگى را مىگذرانيد و از هيچكس چيزى نمىپذيرفت . خانهاى نداشت و روى زمين مىخوابيد و از سايهى درختان استفاده مىكرد . شخصى به او گفت : آيا خانهاى برايت نسازم كه در آن سكونت كنى ؟ گفت : من نيازى به خانه ندارم . آن شخص اصرار زيادى كرده و گفت : من مىدانم چهگونه خانهاى برايت بسازم . گفت : چه خانهاى ؟ خصوصياتش را بگو . گفت : خانهاى برايت مىسازم كه هرگاه از جا حركت كنى ، سرت به سقفش بخورد و اگر پاهايت را دراز كنى به ديوارهايش برخورد كند . گفت : آرى بايد همينگونه باشد . بعد آن شخص به همينگونه خانهاى برايش ساخت . از طرق مختلف و به اسناد گوناگون از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده است كه آن حضرت فرمود : « اگر دين در ستارهى ثريّا باشد ، سلمان به آن دسترسى خواهد داشت . » و در روايتى ديگر آمده است كه : مردانى از فارس به آن خواهند رسيد . از عايشه روايت شده است كه گفت : سلمان فارسى مجالسى اختصاصى با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم داشت كه بيشتر شبها با آنحضرت به سر مىبرد ، به طورى كه مىتوانستيم گفت كه بيشتر از ما در خدمت آنحضرت باشد . پسر « بُريده » از پدرش نقل مىكند كه پيامبر فرمود : « پروردگارم به من دستور داد چهار نفر را دوست داشته باشم و به من فرمود كه او خود آنان را دوست مىدارد : على و ابوذر غفارى و مقداد و سلمان . » قتاده از خثيمه از ابوهريره روايت كند كه گفت : سلمان داراى دو كتاب است . قتاده گويد : يعنى قرآن و انجيل . خلفبنقاسم از ابنالمفسّر از احمدبنعلىبنسعيد از عثمانبنابىشيبه از جرير از اعمش از عمروبنمرّة از ابوالبخترى روايت كنند كه از على عليه السلام دربارهى سلمان پرسيده شد . پاسخ داد : « او علم اوّل و آخر را مىدانست ، او درياى بىپايان و از ما اهلبيت است . » اين روايت ابوالبخترى از على عليه السلام بود . در روايت زاذان از آن حضرت آمده است كه فرمود : « سلمان فارسى مثل لقمان حكيم است . »