السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
236
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
بهترين آفريدگان است . هيچيك از آفريدهها كمالى بالاتر از كمال او و رتبهاى برتر از مقام او ندارند و ما از طريق خبرى صحيح ، حصول اين كمال را پيش از آفرينش حضرت آدم براى آن حضرت خبردار شدهايم . يعنى مىدانيم كه خداوند ، نبوّت را در همان زمان به آن حضرت داده است و براى او از پيامبران عهد و ميثاق گرفته تا بدانند كه مقام او بالاتر از آنان است و او پيامبر و رسول آنها است . در قرآن ، سخن از اخذ ميثاق است و خداوند با آوردن لام قسم ، مطلب را در لزوم ايمان و يارىكردن آن حضرت به مردم مىرساند ، آنجا كه فرمود : « لتؤمننّ به و لتنصرنّه » « 1 » نكتهى ديگر آيه ، عبارت است از ايمان به بيعتى كه براى جانشينان گرفته مىشود كه ايمان خلفا از اين جا سرچشمه گرفته است ، پس به اين تعظيم و بزرگداشت مهمى كه از سوى پرورگار نسبت به آن حضرت انجام گرفته نيك بنگريد . وقتى كه اين مطلب دانسته شد ، نتيجه مىگيريم كه پيامبر اسلام ، پيامبرِ پيامبران است . بدينروى ، در روز قيامت ، همهى پيامبران در زير پرچم آن حضرت خواهند بود و در اين دنيا نيز در شب معراج ، تمام پيامبران به آن حضرت در نماز اقتدا كردند . اگر بعثت آن حضرت در زمان حضرت آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى اتّفاق مىافتاد ، ايمان به آن حضرت و يارى كردن آن جناب بر آنان و امّتهايشان واجب مىشد . خداوند هم بر همين مطلب از آنان پيمان گرفت . رسالت آن حضرت بر آنان حقيقتى بود كه براى آن حضرت ثابت و حاصل بود كه در صورت اجتماع با آن حضرت تحقّق مىيافت . پس تأخّر اين كار به خاطر وجود آنان بود نه از آن جهت كه داراى اين ويژگى و مأموريّت نباشد . فرق است بين اين كه فعل متوقّف بر قبول محل باشد يا متوقّف بر شايستگى فاعل باشد . در اين جا نه از جهت فاعل توقّفى داشت و نه از جهت ذات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم . بلكه از جهت وجود دورانى بود كه او را در بر داشت كه اگر در زمان آنان وجود مىيافت ، بدون ترديد بر آنان لازم بود كه از آن حضرت پيروى كنند . بدين جهت در آخر الزّمان ، عيسى عليه السلام بر شريعت رسول خاتم مىآيد با اينكه
--> ( 1 ) . آلعمران ( 3 ) : 81 .