السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

196

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

بود و بدين جهت به آنان دستور داد تا بر او سجده و تواضع كنند ، بعد از آن كه آنان خود را بر آدم برترى داده و با نكوهش او خود را ستودند ، آن‌جا كه گفتند : « أتجعل فيها من يفسد فيها . . . » چون ممكن بود كه اين توهّم به ذهن آيد كه اين مقام و رتبه روشن ( كه سجود ملائكه باشد ) براى پيامبر اسلام حاصل نشده ، زيرا ممكن است گاهى در مفضول فضيلتى باشد كه در فاضل نباشد . شاعر ، اين توهّم را زدود ، با ذكر اين نكته كه حضرت آدم فقط علم اسماء را داشت ، ولى آن‌چه كه در پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم موجود است ، علم به حقايق و معانى اسماء است . بديهى است كه اين علم ، از آن علم - كه صرف داشتن اسماء باشد - مهم‌تر است ، زيرا مقصود بالذّات از دانستن اسم ، فهم معنى است و اسم‌شناسىِ تنها بامعنىشناسى تفاوت و فاصله‌ى بسيار زيادى دارد . نظير همين مطلب ، اصل آفرينش حضرت آدم است كه مقصود بالذّات از آفرينش حضرت آدم ، خلقت پيامبر خاتم است از صلب او و خلقت خود حضرت آدم مقصود بالوسيله است . لذا برخى از انديشمندان گفته‌اند كه فرشتگان به خاطر آن كه نور حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم در پيشانى آدم بود ، بر او سجده كردند . نويسنده‌كتاب گويد : طبق احاديث يادشده على عليه السلام درآن نورباپيامبر همراه بود . و سجده بر آدم به خاطر آن نورى بوده كه از پيشانى او هويدا بود و آن نور مربوط به هر دو نفر بود . اين نكته بدون شك بر افضليت آن حضرت بعد از پيامبر بر ديگران دلالت دارد . بوصيرى و قصيده‌ى همزيّه‌ى او در اين‌جا مناسب است كه گفتار ابن‌حجر و شيخ سليمان را نسبت به قصيده‌ى همزيه و سراينده آن بياوريم . ابن‌حجر گويد : جامع‌ترين قصيده‌اى كه ويژگىها ، امتيازات و معجزات رسول خدا را آورده و گوياترين منظومه‌اى كه زيبايىها و كمالات آن حضرت را به نظم درآورده ، قصيده و منظومه‌ى همزيّه است كه بوصيرى سروده و گوهرها را به رشته كشيده است . وى شيخ امام عارف كامل ، هنرمند برجسته ، سخنور انديشمند ، اديب ژرف‌انديش ، امام الشعراء و سراينده‌ترين دانشمندان ، بليغ‌ترين فصيحان و فصيح‌ترين