السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
17
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
ابنحجر دربارهى حديث منسوب به رسول خدا كه حضرت فرموده است : « به ابوبكر دستور دهيد بر مردم نماز بخواند » چنين مىگويد : بدان كه اين حديث متواتر است ؛ زيرا از قول عايشه و ابنمسعود و ابنعبّاس و ابنعمر و عبداللَّهبنزمعه و ابوسعيد و علىّبنابىطالب و حفصه نقل شده است . « 1 » بلكه ابنحزم در مسألهى عدم جواز فروش آب « با نقل چهار نفر از صحابه » مدّعى تواتر شده و چنين مىگويد : اينان چهار نفر از صحابه رضىاللَّهعنهم مىباشند و اين نقل تواتر است كه مخالفت با آن جايز نيست . « 2 » دهلوى به هنگام پاسخ از مطاعن ابوبكر گويد : « و آنچه گفته شده است كه وى در جواب به فاطمه عليها السلام حديثى را نقل كرد كه غير از او كسى آن را روايت نكرده است ، كذب محض است ؛ زيرا اين حديث در كتب اهل سنّت به صورت حديث صحيح از قول حذيفةبناليمان ، زبيربنالعوام ، ابودرداء ، ابوهريره ، عبّاس ، على ، عثمان ، عبدالرّحمانبنعوف و سعدبنابىالوقّاص نقل شده است . اينان از بزرگان صحابه بوده و در بين آنان افرادى هستند كه بشارت بهشت به آنان داده شده است . ملّا عبداللَّه مشهدى در كتاب « اظهار الحق » از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در بارهى حذيفة نقل كرده است كه حضرت رسول فرموده است : « هر آنچه را كه حذيفه برايتان حديث كرد ، او را تصديق كنيد . » و در بين آنان مرتضى على عليه السلام است كه به اجماع شيعه معصوم و به اجماع اهل سنّت ثقه است و در اين مقام ، به حديث عايشه و ابوبكر و عمر نمىتوان تكيه كرد و اعتبارى در اين جا ندارد . بخارى از مالك بناوسبن حدثان نصرى روايت مىكند كه عمربنخطاب در حضور عدّهاى از صحابه كه در بين آنان على ، عبّاس ، عثمان ، عبدالرّحمانبنعوف ، زبيربن عوام و سعدبنابىالوقاص بودند چنين گفت : شما را به خداوندى سوگند مىدهم كه به اجازه او آسمان و زمين پا برجاست : آيا مىدانيد كه رسول خدا صلىاللَّهعليه ( و
--> ( 1 ) . الصواعق المحرّقه ، فصل سوم از باب اوّل / 13 . ( 2 ) . المحلى ، كتاب البيوع .