السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
145
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
اين پيوند و وصول براى ابنحزم حاصل نشده است ، مگر از آنجهت كه به سنّت متمسّك بوده و در تمسّك به آن كوشا و سرسخت بوده است . « 1 » اشكال دوم دهلوى گويد : و در اسناد حديث نور ، محمّدبنخلف مروزى است . يحيىبنمعين گفته است كه وى « كذّاب » است و دارقطنى گويد : « متروك » است و هيچكس در دروغگوبودن او اختلاف ندارد . و از طريق ديگر نيز روايت شده است كه در آن طريق ، « جعفربناحمد » است . وى فردى رافضى غلوّكننده و دروغگو و حديثساز است و بيشتر احاديث ساختگى او در ناسزاگويى و بدگويى نسبت به صحابه است . در پاسخ مىگويم : بر پژوهشگر محقّق پنهان نيست كه نام محمّدبنخلف در هيچيك از اسناد اين حديث وجود ندارد ، همچنانكه نام جعفربناحمد نيز در راويان شيعه در اسناد اين حديث نيست . دهلوى و سلف او خواستهاند در پشت اين ادّعاى دروغين ، سند اين حديث را فقط منحصر به دو طريق بدانند و بعد براى بىاعتبار كردن آن ايراد و اشكالى بگيرند تا استناد به آن حديث را در اثبات امامت و خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام بىپايه بدانند . هر كس كه در طرق و اسناد اين حديثِ مستفيض معتبر بلكه مسلّم و مقطوع الصّدور ( كه صحت آن را حافظ شمسالدّين سبط ابنجوزى اثبات كرده است ) تحقيق كند ، مىداند كه اين دو نفرى را كه دهلوى نام برده است ، از رجال اين حديث در اسناد بزرگان پيشوايان حفاظ همچون احمد ، پسرش عبداللَّه ، ابنمغازلى ، خطيب خوارزمى ، نطنزى ، عاصمى و حموينى نيستند . به علاوه كه در بين آنان مسلّم و حتمى است كه ورود حديث صحيح از طريق ديگر ( كه فرض شود قدرى ضعيف است ) بر اعتبار سندى
--> ( 1 ) . « الجنة في الاسوة الحسنة بالسنّة » - فصل مجتهدان .