السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
101
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
شرح حال او سيّد جمال الدّين عطاءاللَّهبن فضلاللَّه شيرازى ملقّب به محدّث : دانشمندى محدّث و تيزانديش ، داراى تصنيفات مورد قبول و مورد اعتماد نزد دانشمندان مانند كتاب « روضة الأحباب في السيرة » و « الأربعين في فضائل اميرالمؤمنين » . . . . . از جمله كسانى كه از او حديث نقل كردهاند ، « القارى » است در كتاب « المرقاة في شرح المشكاة » ، و او از اساتيد و مشايخ دهلوى است . 36 - روايت جُفرى وى اين حديث را روايت كرده ، مىگويد : حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من و على نورى بوديم در پيشگاه خداوند متعال ، پيش از آنكه آدم را بيافريند به چهارده هزار سال . هنگامى كه خداوند متعال آدم را آفريد ، آن نور را به دو بخش تقسيم كرد : بخشى من هستم و بخشى على است . » « 1 » شرح حال او محبّى شرح حال او را بدين سان آورده است : شيخبن علىبن محمّدبن عبداللَّهبن علوىبن ابىبكربن جعفربن محمّدبن علىّبن محمّدبن احمد . استاد اعظم ، فقيه مقدّم ، وى مانند سلف خود به نام جُفرى - به ضم « جيم » و سكون « فا » و بعدش « راء » - شناخته مىشود . فرزانهى كامل بزرگوار ، قاضى ارزندهى گرامى . از پيشوايان دانش ، گرامى و گرانقدر ، نامآور و پرآوازه ، شهرتش پذيرفته شده و احترامش فراوان بود . در دهكده « تديس » ديده به جهان گشود . حافظ قرآن شد ، نزد گروهى از دانشمندان دانش آموخت . آنگاه به سرزمين هند و سواحل رفت و . . . دانش آموخت و در علوم عقليه و نقليه برترى يافت . . . . خلاصه آنكه وى از سران دانشمندان بزرگ بود . وفاتش در « بندر الشحر » در ماه صفر سال هزار و شصت و سه بود . « 2 »
--> ( 1 ) . كنزالبراهين الكسبيه و الأسرار الوهبيّة الغيبيّة خطّى . ( 2 ) . خلاصة الأثر في اعيان القرن الحادى عشر 2 : 235 .