السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

10

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

على را اثبات كند ؛ زيرا شريك بودنِ آقاى ما حضرت على با نور رسول خدا مستلزم امامت بلافصل آن حضرت نيست . كسى كه مدّعى اين دلالت است ، مىبايست تلازم بين شركت در خلقت نورى با امامت بلافصل را اثبات كند كه اثبات چنين ملازمه‌اى كارى ناشدنى و دشوار است . در اين كه حضرت امير با رسول خدا خويشاوندى و قرابت داشته ، بحثى نيست . اشكال در اين است كه خويشاوندىِ نزديك ، بر امامت بلافصل دلالت ندارد . و اگر صِرف خويشاوندى مستلزم امامت مىبود ، عبّاس عموى آن حضرت از او شايسته‌تر و مقدّم بود ؛ زيرا عموى او و همتاى پدرش بود و عمو شرعاً و عرفاً از پسرعمو نزديك‌تر است . ممكن است كسى بگويد : علّت محروم‌بودن عبّاس از مقام امامت ، آن بوده كه چيزى از نور عبدالمطّلب به او نرسيده است ؛ زيرا از او به عبداللَّه و ابوطالب منتقل شده و به ديگر فرزندانش نرسيده است . در جواب مىگوييم : اگر امامت به شدّت و كثرت نور وابسته است ، مىبايست حسنين ، از على به امامت بعد از پيامبر ، اولى و اقدم باشند ؛ زيرا نور عبداللَّه و ابوطالب در آن‌ها جمع شده است ، در صورتى كه نور ديگرى به على غير از نور پدرش منتقل نشده است ، چنان‌كه بديهى است كه نور پيامبر ، از نور على قوىتر است و آن دو نور ، در حسنين جمع است . « 1 » پاسخ اجمالى به كلام دهلوى نويسنده مىگويد : دهلوى روايت حديث نور را فقط به اماميّه نسبت داده و ادّعا كرده كه اهل سنّت بر ساختگى بودن آن اجماع دارند . ما از اين ادّعاهاى دروغين و تعصّب چنين مدّعيانى پرده برداشته و عناد و لج‌بازى آنان را با حق اثبات مىكنيم ، چنان‌كه همين روش را در ديگر مطالب اين كتاب نيز داشته‌ايم و به زودى براى هر

--> ( 1 ) . تحفة اثناعشريّه : 215 - 216 .