السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

53

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى)

و اين است متن رواياتش : 1 - 40 . ابوالحسن سُلَمى ، از عبدالعزيز تميمى ، از علىبن‌موسى بن‌الحسين ، از ابوسليمان بن‌زبر ، از محمّدبن‌يوسف هروى ، از محمّدبن نعمان‌بن بشير ، از احمدبن‌حسين‌بن جعفر هاشمى لهبى ، از عبدالعزيزبن‌محمّد ، از حزام بن‌عثمان ، از عبدالرّحمان و محمّد پسران جابربن‌عبداللَّه ، از پدرشان جابربن‌عبداللَّه انصارى كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله - در حالى كه ما در مسجد دراز كشيده بوديم وارد شدند و در دستشان شاخه‌اى رطب بود و فرمودند : « آيا در مسجد مىخوابيد ؟ همانا كسى در آن نمىخوابد » . ما ترسيديم و علىبن‌ابىطالب نيز ترسيد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : « اى على بيا ، آن‌چه براى من در مسجد حلال است ، براى تو هم حلال است ، اى على ! آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى جز نبوت ؟ سوگند كه به كسى كه جانم در دست اوست ، به درستى كه تو روز قيامت مردانى را از حوضم با شاخه‌اى تمشك دور مىكنى ، همان‌گونه كه شتر گمشده را از آب دور مىكنند . گويى كه جايگاه تو را در كنار حوضم مىنگرم » . 2 - 40 . ابوالمظفّربن قشيرى ، و ابوالقاسم شحّامى ، از محمّدبن عبدالرّحمان ، از ابوسعيد محمّدبن بشر ، از محمّدبن ادريس ، از سويدبن‌سعيد ، از حفص‌بن ميسرة ، از حزام‌بن‌عثمان ، از ابن‌جابر آن را از جابر مىبينم كه گفت : در حالى كه در مسجد دراز كشيده بوديم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله تشريف آورند ، با شاخه‌اى خرما كه در دست داشتند ، بر ما زدند و فرمودند : « آيا در مسجد مىخوابيد ؟ به راستى كه كسى در آن نمىخوابد » . ما و على ترسيديم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : « بيا اى على ، آن‌چه در مسجد براى من حلال است ، براى تو هم حلال است ، آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى جز نبوّت ؟ سوگند به كسى كه جانم در دست اوست ، تو روز قيامت دوركننده از حوض من هستى ، همان‌گونه كه شتر گمشده را از آب دور مىكنند با شاخه‌اى از تمشك ، گويى به جايگاه تو در كنار حوضم مىنگرم » . 3 - 40 . ابوالمظفّر بن‌قشيرى ، از ابوسعد اديب ، از ابوعمروبن‌حمدان ؛ نيز : ام‌المجتبى از ابراهيم‌بن‌منصور ، از ابوبكربن‌مقرىء . [ او و ابوعمروبن‌حمدان ، هر دو از ]