السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
48
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى)
شنيدى ؟ دستش را در گوشش فرو برد و گفت : آرى ، و اگر نه ، ناشنوا باد ! « 1 » 2 - 34 . با اسنادش تا عامربنسعد ، از پدرش ، از پيامبر صلى الله عليه و آله كه به على فرمود : « تو نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى هستى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » . « 2 » 3 - 34 . با اسنادش تا سعيدبنمسيّب كه گفت : از سعدبنابىوقاص پرسيدم : آيا شنيدى رسول خدا صلى الله عليه و آله به على فرمود : « تو نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى هستى جز اين كه پيامبرى بعد از من نيست ؟ » او انگشتهاى خود را در گوشهايش فرو برد و گفت : چنين است ، و گرنه ناشنواباد ! « 3 » 4 - 34 . به اسناد خود از جابر ، كه گفت : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به غزوهاى رفت . در آن غزوه به على گفت : جانشين من در خاندانم باش . گفت : اى رسول خدا ! در اين صورت مردم مىگويند : پسر عمّ خود را يارى نكرد . پيامبر بار ديگر سخن خود را تكرار كرد و سپس فرمود : « آيا راضى نمىشوى از اين كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، مگر آنكه پس از من پيامبرى نيست . » « 4 » 5 - 34 . به اسناد خود از انسبنمالك كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على فرمود : « تو براى من مانند هارونى براى موسى ، مگر آنكه پيامبرى پس از من نخواهد بود » « 5 » 6 - 34 . با اسنادش تا ابراهيمبن سعدبن ابى وقاص از پدرش ، از پيامبر صلى الله عليه و آله كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله به على اين سخن را بيان داشت ، هنگامى كه او را جانشين خود گماشت : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه پيامبرى پس از من نيست » . « 6 » 7 - 34 . با اسنادش تا عمروبنميمون از ابنعبّاس كه گفت : مردم به جنگ تبوك رفتند ، على به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : با شما مىآيم ؟ فرمود : نه ، على گريست . پيامبر به او
--> ( 1 ) . مناقب مغازلى : 27 ، رقم 40 . ( 2 ) . همان : 28 رقم 41 . ( 3 ) . مناقب مغازلى : 28 ، رقم 42 . ( 4 ) . همان : 29 رقم 43 . ( 5 ) . همان : 30 ، رقم 44 . ( 6 ) . مناقب مغازلى : 30 ، رقم 45 .