السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
20
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى)
پيامبر ، او را جانشين خود در خانوادهاش گماشت » . « 1 » 2 - 3 . فضلبندكين ، از فضيلبنمرزوق ، از عطية ، از ابوسعيد كه گفت : « رسول خدا صلى الله عليه و آله به جنگ تبوك رفت و على را به عنوان جانشين خود در خانوادهاش گماشت . برخى از مردمان گفتند : پيامبر او را از همراهى با خود بازداشت ، فقط به اين دليل كه گفتوگوى با او را ناخوشايند دانست . اين سخن به گوش على رسيد ، آن را براى پيامبر صلى الله عليه و آله ياد كرد ، پيامبر فرمود : اى پسر ابيطالب ! آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى قرارگيرى ؟ » « 2 » 3 - 3 . فضلبندكين ، از فطربن خليفه ، از عبداللَّهبنشريك از عبداللَّهبن رقيم كنانى كه گفت : وارد مدينه شديم به سعدبنمالك برخورديم كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله به سوى تبوك خارج شد و على را جانشين خود كرد . على به او گفت : اى رسول خدا ، خارج شدى و مرا جا گذاشتى ؟ گفت : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من مقام هارون نسبت به موسى داشته باشى ، جز اين كه بعد از من پيامبرى نيست . « 3 » 4 - 3 . عنانبنمسلم ، از حمادبنسلمة ، از علىبنزيد ، از سعيدبن مسيب كه گفت : به سعدبن مالك گفتم : مىخواهم درباره حديثى از تو بپرسم در حالى كه از اين پرسش مىترسم . گفت : پسر برادرم چنين نكن ، اگر آگاه شدى كه دانشى دارم ، دربارهى آن بدون ترس از من بپرس . گفتم : سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله به على چه بود ، هنگامى كه در جنگ تبوك او را جانشين خود ، در مدينه كرد ؟ پاسخ داد : على گفت : آيا مرا همراه بازماندگان از زنان و كودكان جا مىگذارى ؟ پيامبر فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى ؟ » آنگاه على با شتاب بازگشت ، گويى كه مىديدم گرد و خاك پاهايش مىدرخشد . حماد گفت : پس على به سرعت بازگشت » . « 4 » 5 - 3 . روحبنعبادة ، از عوف ، از ميمون ، از براءبنعازب و زيدبنارقم كه گفتند :
--> ( 1 ) . الطبقات الكبرى : 3 / 23 . ( 2 ) . الطبقات الكبرى : 3 / 23 . ( 3 ) . همان : 24 . ( 4 ) . الطبقات الكبرى : 3 / 24 .