السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

985

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

رضايت نمىدهد . اگر متعرّض خطاى در مبانى و معانى اين سخن شوم ، كتاب مستقلى مىشود . جز اين كه من با چشم‌پوشى از آن خوددارى كردم بر پايه‌ى فرموده‌ى خداوند متعال « خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجاهلين » « 1 » و خداى عزّوجلّ فرمود : « فاعف عنهم و اصفح إن اللَّه يحبّ المحسنين » « 2 » » « 3 » مناوى : « من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن در آيد . مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم شهر جامع تمام والايىهاى اديان است و شهر به ناچار بايد درى داشته باشد ، پس خبر داد كه درش على مىباشد . هر كس راه اورا گرفت وارد شهر مىشود و هر كس در مورد آن خطا كرد راه هدايت را به خطا رفته است . و موافق و مؤالف و دشمن و مخالف بر اعلميت او گواهى داده‌اند . كلاباذى نقل كرد كه مردى از معاويه مسأله‌اى پرسيد ؛ گفت : از على بپرس او از من داناتر است . گفت : پاسخ تو را مىخواهم . گفت : واى بر تو . مردى را دوست نداشتى كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را با دانش بسيار بزرگوار گردانيد و بزرگان صحابه به اين دانش او اعتراف داشتند ، و عمر حل هر مشكلى را كه برايش پيش مىآمد از او مىخواست . مردى نزد او آمد و سؤالى كرد و گفت : على اين‌جاست از او بپرس . گفت : مىخواهم از تو اى اميرالمؤمنين بشنوم . گفت : برخيز خداوند پاهايت را برپا ندارد و نامش را از ديوان پاك كرد . و از نقلى صحيح از او است كه : پناه مىبرد از مردمى كه او در ميانشان نيست تا اين كه او را نزد خود نگه‌داشت و به مأموريتى نفرستاد تا از مشورت او بهره‌مند شود . و حافظ ذهبى از عبدالملك‌بن ابوسليمان نقل كرد كه گفت : به عطا گفته شد آيا كسى از صحابه فقيه‌تر از على بود ؟ گفت : نه به خداوند سوگند و حرّانى گفت : اوّلين و آخرين دانستند كه فهم كتاب خداوند منحصر به دانش على است . و هر كس آن را نداند از درى گمراه شده است كه از پشت آن خداوند حجاب از دل‌ها برمىدارد تا اين كه يقين كسانى محقّق شود كه با

--> ( 1 ) . اعراف / 199 . ( 2 ) . مائده / 13 . ( 3 ) . المشرب الوردى فى مذهب المهدى : دست‌نويس است .