السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
964
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
و در شرح حديث گويد : « عبارت « از عبيدبنحنين ، از بسربنسعيد » در بيشتر روايتها چنين است ، و در روايت اصيلى ، از ابوزيد ، نام بسربنسعيد ساقط گشته ، پس از عبيدبنحنين ، از ابوسعيد شده ، و اين در واقع امر ، صحيح است ، ليكن محمّدبنسنان بدان حديث كرد به گونهاى كه در بقيهى روايتها واقع شده است . ابنسكن از فربرى از بخارى نقل كرد كه گفت : اين چنين محمّدبنسنان آن را حديث كرد ، كه اين نادرست است بلكه آن حديث از عبيدبنحنين و از بسربنسعيد است ، يعنى اين دو نفر با واو به هم عطف شدهاند . بنابراين ابوالنضر آن را از دو استاد شنيده است كه هر كدام آن را از ابوسعيد حديث كردهاند . و مسلم نيز اين چنين آن را از سعيدبنمنصور ، از فليح ، از ابوالنضر ، از عبيد و بسر همگى از ابوسعيد روايت مىكند و از او پيروى كرد يونسبنمحمّد ، از فليح ، ابوبكربنابوشيبه از او نقل كرد . و عامر عقدى آن را روايت كرد از فليح ، از ابوالنضر ، از بسر ، به تنهايى ، مصنف آن را در مناقب ابوبكر نقل كرد . پس گويى فليح يك بار آن دو را جمع و يك مرتبه به يكى از آن دو بسنده كرده است . و مالك آن را از ابوالنضر از عبيد به تنهايى از ابوسعيد روايت كرد . مصنف همچنين آن را در « الهجرة » نقل كرد ، كه اين از جمله نكاتى است كه تقويت مىكند كه حديث نزد ابوالنضر از شيخين نقل شده است و بدين ترتيب چيزى باقى نمىماند جز اين كه محمّدبنسنان در حذف واو عطف اشتباه كرده است ، با اين احتمال كه اشتباه از فليح باشد هنگام نقل حديث براى او ، و اين احتمال اينگونه تأييد مىشود كه معافىبنسليمان حرانى آن را از فليح مانند روايت محمّدبنسنان ، روايت كرده است و نويسنده توجه داده است كه حذف واو اشتباه است ، پس راهى براى اعتراض بر او نمىماند . دارقطنى گفت : روايت كسى كه آن را از ابوالنضر ، از عبيد ، از بسر روايت كرده است غير محفوظ است . » « 1 »
--> ( 1 ) . فتحالبخارى 1 / 443 .