السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

953

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

مالك و پدرش و برادرش ابوبكر عبدالحميد و سلمةبن‌وردان نقل مىكرد و از او خ م و اسماعيل قاضى و على بغوى و افراد ديگرى نقل كردند كه ابوحاتم گفت : فرد داراى غفلتى است كه در جايگاه راستى قرار دارد . و نسائى او را تضعيف كرده است . سال 226 مُرد . » « 1 » ابن‌حجر عسقلانى گفت : « ابن‌ابوخيثمة به نقل از او ( يعنى از ابن‌معين ) گفت ، راستگو ، با عقلى ضعيف ، براى آن كار ساخته نشده است . يعنى او حديث را نيكو نمىداند و نمىتواند آن را ادا كند يا از غير از نوشته‌اش بخواند . » معاويةبن صالح به نقل از او گفت : او و پدرش هر دو ضعيف هستند . و عبدالوهاب‌بن‌عصمة از احمدبن‌ابويحيى از ابن‌معين نقل كرد و گفت : ابن‌ابواويس و پدرش حديث مىدزدند . و ابراهيم‌بن جنيد از يحيى نقل كرد كه : ديوانه است و دروغ مىگويد و جايگاهى ندارد . و ابوحاتم گفت : جايگاهش راستى است و داراى غفلت بود . و نسائى گفت : ضعيف است . و در جاى ديگرى گفت : ثقه نيست . و لالكائى گفت : نسائى در سخن گفتن بر ضدّ او مبالغه كرد تا منجر به تركش شود و شايد برايش چيزى آشكار شد كه براى ديگرى آشكار نشد . چون كلام همه‌ى آنان به ضعف او باز مىگردد . و ابن‌عدى گفت : از دايىاش حديث‌هاى عجيب و غريبى روايت كرد كه احدى درباره‌ى آن‌ها از او متابعت نمىكند . و دولابى در « الضعفاء » گفت : شنيدم نضربن‌سلمة مروزى مىگفت : ابن‌اويس دروغ‌گوست از مالك مسائل ابن‌وهب را حديث مىكرد . و عقيلى در « الضعفاء » گفت : ما را حديث كرد اسامة رفاف بصرى كه شنيدم

--> ( 1 ) . الكاشف 1 / 125 .