السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
95
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
داشت و بعد از آن « يمين الدّوله » لقب گرفت و بر اساسِ اين لقب ، « الكتاب اليمينى » را ابوالنصر محمّدبنعبدالجبّار عتبى دربارهى زندگى اين پادشاه نوشت و مردم خوارزم و سرزمينهايى كه بر آن حكومت مىكرد ، به اين كتاب توجّه و عنايت دارند و لفظهايش را با دقّت ، ضبط و نگهدارى مىكنند ، بيش از توجّه مردم سرزمين ما به « مقامات حريرى » . اين پادشاهى پيشوا ، عادل ، شجاع ، پيشىجو ، فقيه ، دانا ، جوانمرد ، بخشنده ، سعادتمند و تأييد شده بود . بررسى كه كردم ، در دادگرى بعد از عمربنعبدالعزيز ، چهارنفر را يافتم كه پنجمى ندارند امّا براى بعضى از مردم زمان به درازا نكشيد و آثارى ماندنى از آنان ديده نشد و آنان عبارتند از سلطانمحمود و نظامالملك وزير - ميان اين دو فاصلهى زمانى وجود دارد و در كشور ما ، يك سلطان و يك پادشاه ، سلطان صلاحالدّين يوسفبنايّوب فتحكنندهى بيتالمقدّس ، و پيش از او پادشاه نورالدّين محمودبنزنكىِ شهيد . . . . » « 1 » همچنين شرححال فردوسى رادولت شاه سمرقندى در « تذكرة الشعراء / 57 » آورده است و بخشى از احوال او را با سلطان محمودبنسبكتكين به تفصيل بيان داشته است . . . به آن مراجعه كنيد . 28 - روايت ابوبكربنمردويه اين روايت را از حديث اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده و مىگويد : « از على نقل شده كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على دَرِ آن است ، پس هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن در بيايد . » و از حديث ابنعبّاس چنين آورده است : « از ابنعبّاس نقل شده كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على درِ آن است ، پس هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن در بيايد . »
--> ( 1 ) . « طبقات الشافعيه » از سبكى 5 / 314 - 327 .