السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

931

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

نگاهى به حديث خوخة سوم : حديث خوخة كه آن را ذكر كرده ، حديثى ساختگى است ، واضع آن را براى مقابله با حديث بستن درها كه در حق پدر ائمّه طاهرين وارد شده ، ساخته است . . . و براى توضيح و بيان بيشتر نخست آن را از « صحيح بخارى » نقل كرده ، سپس درباره‌ى سندش صحبت مىكنيم . بخارى گويد : « ما را حديث كرد عبداللَّه‌بن‌محمّد جعفى ، از وهب‌بن‌جرير ، از پدرش ، از يعلىبن‌حكيم ، از عكرمة ، از ابن‌عبّاس كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مرضى كه بر اثر آن درگذشت بيرون آمد در حالى كه سرش را با پارچه‌اى بسته بود ، پس بر منبر نشست و حمد و ثناى الهى گفت سپس فرمود : كسى از مردم نيست كه بيشتر از ابوبكربن ابوقحافه با جان و مالش بر منّت داشته باشد ، و اگر از مردم دوستى مىگزيدم ، ابوبكر را به دوستى مىگرفتم ولى دوستى اسلام افضل است ، هر دريچه‌اى ( خوخه‌اى ) از اين مسجد را ببنديد جز دريچه‌ى ابوبكر . » « 1 » « ما را حديث كرد اسماعيل بن‌عبداللَّه ، از مالك ، از ابونضر مولى عمربن‌عبيداللَّه ، از عبيد يعنى ابن‌حنين ، از ابوسعيد خدرى كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر منبر نشست و فرمود : خداوند بنده‌اى را مخيّر كرد بين اين كه هرچه از زيبايىهاى دنيا مىخواهد به او بدهد يا اينكه آن‌چه را نزد خودش است برگزيند ، پس آن‌چه نزد اوست را برگزيد . ابوبكر گريست و گفت : پدران و مادرانمان فداى تو باد . از او تعجّب كرديم و مردم گفتند : به اين پيرمرد بنگريد رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم از بنده‌اى خبر مىدهد كه خداوند او را مخيّر كرده است ميان اين كه از زيبايىهاى دنيا به او بدهد ، يا از آن‌چه نزد اوست . در حالى كه او مىگويد : پدران و مادرانمان به فداى تو باد . پس رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : كسى كه در هم‌نشينى و مالش بر من منّت نهاد ابوبكر است ، و اگر دوستى از امّتم برمىگزيدم ابوبكر را برمىگزيدم ؛ به دوستى اسلام . دريچه‌اى از مسجد جز دريچه‌ى ابوبكر باقى گذاشته

--> ( 1 ) . صحيح بخارى : باب الخوخة و الممّر فى المسجد 1 / 260 .