السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

926

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

خواهان است با استمداد از او دريافت مىكند ، بلكه او باب شريفترين دانش‌هاست كه دانش‌هاى نبوى مىباشد و آن‌هم دانش جامع‌ترين آفريده‌ى خداوند كه سرور فرستادگانش صلى الله عليه و آله و سلم است . و هر شرافتى از اين شرافت فرو مىريزد و گذشتگان و آيندگان در برابرش سرِ تعظيم فرود مىآورند . » « 1 » نگاهى به سند حديث « از حميراء بگيريد » امّا اينكه او گمان كرده حديث « يك چهارم دانش را از اين حميراء بگيريد » از نظائر حديث « مدينة العلم » مىباشد ، از چند وجه باطل است : 1 - حديث « مدينة العلم » از حديث‌هاى هر دو فريق است ، آن‌چه آورده از احاديثى است كه اهل سنّت به تنهايى نقل كرده‌اند ، بلكه از دروغ‌بافىهاى دهلوى است . 2 - حديث « مدينة العلم » متواتر است ، و آن‌چه دهلوى آورده اصلًا سندى ندارد . 3 - حديث « مدينة العلم » از حديث‌هاى صحيح است ، و آن‌چه دهلوى آورده ، حتّى در كتاب‌هاى تأليف‌شده در مورد احاديث ساختگى ، هم يافت نمىشود . . . آرى در گفته‌هاى محدّثان چيزى نزديك به آن وجود دارد با نص بر جرح و نكوهش آن : ابن‌قيّم در پاسخ اين پرسش : « آيا با ضابطه‌اى غير از بررسى سند مىتوان حديث ساختگى را شناخت ؟ » گويد : « فصل : و از آن جمله حديثى است كه فىنفسه باطل باشد ، پس باطل بودنش دلالت دارد بر اين كه از كلام ايشان عليه السلام نيست ، مانند حديث : « المجرّة الّتي فى السّماء من عرق الأفعاء الّتي تحت العرش » . و حديث : « إذا غضب الربّ أنزل الوحي بالفارسيّة و إذا رضى أنزله بالعربيّة » ، و حديث : شش خصلت است كه فراموشى به بار مىآورد : باقىمانده‌ى آب موش ، انداختن شپش در آتش ، بول در آب ساكن ، جويدن آدامس و خوردن سيب ترش . و

--> ( 1 ) . الروضة الندية شرح التحفة العلوية .