السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
923
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
واگذار . دارمى آن را نقل كرد . » « 1 » و چرا عثمان نسبت به او كرد آنچه را كرد ، كه كتابها و نوشتهها مملو از آن است ؟ ! و نيز : چرا عمر بر ابىّبنكعب سخت گرفت و با او در جاهاى بسيارى درشتى و بىاحترامى كرد : از جمله : در فرموده خداى متعال : « إذ جعل الّذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجاهلية » « 2 » حاكم گفت : « ما را حديث كرد ابوعبّاس محمّدبن يعقوب ، از عبّاسبن وليدبن مزيد ، از محمّدبن شعيببن شاپور ، از عبداللَّهبن علاءبنزبر ، از بسربن عبيداللَّه ، از ابوادريس ، از ابىّبنكعب كه گفت : مشغول خواندن اين آيه بود : إذ جعل الّذين كفروا فى قلوبهم الحمية حميّة الجاهليّة ، و لو حميتم كما حموا لفسد المسجد الحرام ، فأنزل اللَّه سكينة على رسوله . اين خبر به عمر رسيد ، پس بر او تندى كرد و كسى را نزد او فرستاد در حالى كه شتر خود را آماده مىكرد ، بر او وارد شد ، عدّهاى از يارانش را خواند كه زيدبنثابت در ميان آنان بود . آنگاه گفت : چه كسى سورهى فتح را مىخواند ؟ زيد به ترتيبى كه امروز مىخوانيم آن را قرائت كرد ، عمر به او خشم گرفت ، أُبىّ به او گفت : سخن بگويم ؟ گفت : بگو . گفت : مىدانى كه من بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وارد مىشدم و بر من قرائت مىكرد و شما كنار در بوديد ، اگر دوست داشتى كه بر مردم بخوانم آنگونه كه مرا قرائت فرمود مىخوانم ، والّا تا زندهام يك حرف قرائت نمىكنم . به او گفت : بر مردم قرائت كن . اين حديث به شرط شيخين
--> ( 1 ) . قرةالعينين / 188 . ( 2 ) . فتح / 26 .