السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
911
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
گورهايشان دفن شدند در حالى كه شكمهايشان به پشتهايشان چسبيده است ، ميان آنان و خداوند حجابى نيست ، دنيا آنان را نفريفت و به آن فريفته نشدند ، خواستند پس طلب كردند و چيزى نگذشت كه ملحق شدند . پس اگر دنيا چون تويى را در كهنساليت و رسوخ دانشت و فرارسيدن اجلت ، به اين وضع برساند ، پس چه كسى نوجوان نادان و كمعقل را ملامت مىكند ؟ ما از آن خداونديم و به سوى او باز مىگرديم ، بر چه كسى تكيه كنيم و نزد چه كسى يارى طلبيم . نزد خداوند شكايت آنچه را كه از تو مىبينيم ، مىبريم . و سپاس مىگوييم خداوند را كه از آنچه تو را به آن مبتلا كرده است ، ما را دور فرموده است . والسّلام عليك و رحمةاللَّهتعالى . » « 1 » شرح حال ابوحازم اعرج پوشيده نيست كه ابوحازم اعرج از بزرگان دانشمندان اهل سنّت و از رجال مشهور صحاح ششگانه است . ابنحبّان گويد : « سلمةبن دينار . . . راوى مردم مدينه و از عابدان و زاهدان آن بود ، سليمانبن عبدالملك زهرى را نزد او فرستاد تا پيش او رود . زهرى به او گفت : امير را اجابت كن . به او گفت : مرا نيازى به او نيست . اگر او حاجتى دارد ، نزدم آيد . » « 2 » و ابناثير گفت : « از عابدان و ثقههاى اهل مدينه ، و از تابعان مشهورش بود . . . » « 3 » و ذهبى گويد : « يكى از بزرگان . . . ابنخزيمه گفت : ثقه است و در دورانش مانند او نبود . سال 140 يا 135 يا 142 درگذشت . » « 4 » و نيز ذهبى گويد : « منقبتهاى ابوحازم بسيار است . او فقيهى مورد اعتماد و
--> ( 1 ) . حليةالأولياء 3 / 246 - 249 . ( 2 ) . الثقات 4 / 316 . ( 3 ) . جامعالأصول : دستنويس است . ( 4 ) . الكاشف 1 / 134 .